<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>Ayhan Urmiye</title>
<link>http://ayhanurmiye.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 22 Dec 2009 09:26:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بنویسید آقای سنجابی اهل شپیران با خانواده محترم </title>
<link>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-127.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;به سلامتی عروسی ها برای ۴۰ روز تعطیل شد تا حداقل مردم نفس راحتی بکشند آخه بعد از عید فطر تا حالا دار و ندارشون رو به باد دادند . به هر حال هر چیزی اندازاش خوبه ولی ملت گویا شور شورش را در آورده اما چطور می شود که ۲۰۰۰ نفر برای یک عروسی جمع می شود ....!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱ - خانواده های نزدیک شامل خواهر - برادر ، عمو - عمه ، خالو - خاله &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲ - خانواده های کمی نزدیک پس مام - دومام + قشون همراه &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳ - خانواده های دور آنهایی که شیر مادر بزرگ داماد را خورده اند + دایی دایی ها  ، خزم خزم ها + قشون&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۴ - همسایها : شامل همسایگان روستایی و شهری { فرض بر این است که داماد در شهر زندگی کند } منظورم از همسایه های روستایی تمام اهل روستا و همسایهای شهر ی ۵ شهرک مختلف است {مستاجره آقا } . + همسایه های ترک زبان &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۵ - مهمان های خارج از عرف ، استان و شهر های دیگر + مهمان های ترکیه و عراق &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۶ - نانوا ، بقال ، کفاش ، نقاش ، دکتر ، معلم ، جوشکار ، صافکار ، دستفروش و .....  محل + قشون &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۷ - آقای محمد چودار قدیم خانه اش در سلماس است + قشون { آدرسش را از چودارهای میدان بپرسید می گویند آخه همیشه گوساله های ما را می خرید } .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۸ - آقای سنجابی اهل شپیران است یادش بخیر ه ایشان گازوئیل می فروختیم + قشون و همکاران &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۹ - آقای مولود که تاکسی دارد آخه همیشه اون برای ما سرویس میاد + همکاران &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱۰ - آن پدر سوخته اسمش یادم رفته بروید پیداش کنید منم عروسی پسرش رفته باید اون ۱۰ هزارمو پس بگیرم آهان از روستایی هاش اسمش رو بپرسید کمی سرش طاس است پیداش می کنید .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱۱ - آقای صالح صاحب خرمن کوب که پارسال خرمن ما را کوبید .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱۲ - آقای دیار به دیار که پارسال آمده بود خانه برای مصاحبه + رئیس شبکه ۵ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱۳ - ماموستا ... البته نمی آید خب شاید پولشو بفرسته !&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱۴ - دوست پسر عموی داماد آره آره همون که باهاش هم خدمتی بود .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱۵ - آقای شمس الدین اهل گنگچین که پارسال ازش&quot; ده بار &quot; علوفه خریدیم با خانواده محترم .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱۶ - کاک طاهر عطر فروش اهل پیرانشهر با خانواده محترم .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱۷ - شریفه خانم خیاط ، به همراه خانواده&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱۸ - ماده ۱۸ شامل دعوت از فامیل های نزدیک و کمی نزدیک که آنها هم لیست خود را ارائه دهند &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تبصره : این اساس دعوتنامه فقط برای خانواده های معمولی می باشد زیرا عروسی پسر آقای خان بیش از ۲۰ هزار دعوتی دارد که کمترین دعوتی منهای اینها { منظور ۱۸ مورد } کارمند درجه ۳ قراردادی شاغل در بایگانی استانداری است .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما طریقه شاباش ها هم به این صورت که : برای سلامتی پدر و مادر ، برادر و خواهر + شاباش به سلامتی آقا و یا خانم فلان که مثلا الان در سوئد زندگی می کنند + فامیل زندانی البته همه این شاباش ها مذین هستند به سلامتی آقا و خان طایفه و بیشتر ..&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یه دوست داریم توی بیمارستان امام کار می کنه روزی ۴۰ تا تلفن می کنند که الو هزینه ی بیمار ما ۳ میلیون شده با رئیس حرف بزن ۵۰۰ هزارش کن ، پاشو بیا بیمارستان طالقانی اینجا داریم مریض بستری می کنیم ، از قیافه ی رئیس بیمارستان خوشمان نمیاد عوضش کن و ............&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;   خلاصه همه اینا رو گفتیم که بگیم حساب کنید مثلا ۱۰ هزار خانوار بر فرض مثال ماهی یه طور میانگین ۳ عروسی دعوت باشن و هر عروسی به طور میانگین ۲۰ هزار فقط خرج کنند ماهی ۶۰ هزار می شود ضرب و تقسیمش بمونه برا شما اصل کلام اینه که رویمان به دیوار اگر عروسی خودمان شد برای همه شما خوانندگان این وبلاگ هم کارت با خانواده + قشون خواهیم فرستاد  ...!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Dec 2009 09:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ayhanurmiye&amp;postid=127</comments>
<dc:creator>ayhanurmiye</dc:creator>
<guid>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-127.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عذاب وجدان تروریست ترور مهندس آزاد سخی دل را ناکام گذاشت ...؟!</title>
<link>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-126.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;به نقل از نشریه کتابخانه مسجد نور ارومیه    &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&quot; &lt;FONT size=4&gt;نقشه سوء قصد به جان سخی دل&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;        شنبه ساعت ۱۰ شب ۲۵ مهر ۸۸ شخصی به قصد ترور مهندس آزاد سخی دل جلوی در منزل شخصی وی حاضر شد و نقشه ی از پیش تعیین شده ی ترور او را برملا کرد . این شخص اعتراف کرد که فردی با پیشنهاد ۳۰۰ هزار تومان او را اجیر کرده که با چاقو به مهندس سخی دل و فرزند ۱۳ ساله اش ضربه بزند اما پس از تحقیق متوجه شده که اتهامات وارده به سخی دل بی پایه و اساس بوده است و بر اثر عذاب وجدان حاضر به معرفی کسی یا کسانی شده است که با وعده ی پول او را به این کار تشویق کرده اند . &quot;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این عین مطلبی است که در نشریه آوات اسلام خوندم .....! خواستم سپاسی خدمت نشریه آوات عرض کنم که این توطئه ترور را رو کردند تا ملت بدونن اینجا ها هم ترور اتفاق می افته...؟! اون هم از نوع ۳۰۰ هزار تومانی ؟! هر چی خواستم اسم ترور رو روی این مسئله بزارم برام سخت اومد من خودم فکر کنم که می خواستن با مهندس شوخی کنن ولی خب دیده مهندس جدی گرفته خودش هم حسابی افتاده توی دردسر ؟! من جای مهندس بودم ۳۰۰ هزار رو ۵۰ میلیون می گفتم که حداقل مردم حساب ببرند ؟! آخه با ۳۰۰ هزار کی حاضر میشه آدم بکشه اون هم از نوع مهندس ! اگه متن بالا رو خوب خونده باشین می بینین که تروریست هنوز پولی نگرفته آن هم ۳۰۰ هزار ! حالا گذر از این چیزا می رسیم به شرافت و وجدان آقای تروریست ؟! نمی دونم آقای مهندس ایشون رو توجیه کردن که &quot; اتهامات وارده بی اساس است . &quot; یا آقای تروریست رفته و در مورده طعمه اش تحقیق کرده و نونش رو بریده ! به نظر خودم که ماموستا باباصفری باید به آقای تروریست هم یک سکه می دادند به هر حال گذشتن از ۳۰۰ هزار کلی شجاعت می خواد ....؟! از آن طرف شاید آقای مهندس به آقای تروریست پیشنهاد کردن که ۴۰۰ هزار می دم بگو که توطئه ترور از کجاس ؟! شاید هم زور آقای تروریست به  مهندس نرسیده به هر حال بر چشم بد لعنت مهندس حسابی خوش هیکل هست برای همین داماد آمریکایی ها شده ....! البته ممکنه که تروریست از خیانت به &quot; کس یا کسان &quot; هم دچار عذاب وجدان بشه و کار ناتمومش رو به انجام برسونه ؟! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به هر حال پیشنهاد می کنم آوات شماره ی بعدی رو یا با مهندس مصاحبه که تا اطلاعات بیشتری از ترور بگه یا با آقای تروریست مصاحبه کنه تا مردم بدونن این فیلم کلید اسرار رو واسه همین اتفاقا ساختن .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 18:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ayhanurmiye&amp;postid=126</comments>
<dc:creator>ayhanurmiye</dc:creator>
<guid>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-126.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به سلامتی مامدی ها و پاچیک های زمین و آسمان ...؟!</title>
<link>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-125.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند روز پیش چند نفر از اهالی روستای دله در و نورالدین آباد واقع در منطقه انزل شهرستان ارومیه یه کم با هم درگیری داشتند ...! که در نتیجه چند سرو دست شکسته و همگی حسابی از کار و کاسبی افتادند . البته این دعوا تنها دعوای دو روستا نبود بلکه تبدیل به دعوای دو طایفه مامدی و پاچیک شد ....! همین که این نزاع با چند سر و دست شکسته تمام شده باید شکر گذار بود . اما جامعه شناسان دلایل متفاوتی برای شروع و ادامه یافتن این دعوا آورده اند . ۱ - ۳ عدد از بزهای چابک نوردالدین آبادی ها وارد خاک دله دری ها شده بودند و  به این ترتیب به حریم زمینی ملت تجاوز شده .( اینکه بزها گاو بودند ونفهیمدن و وارد حریم شده اند دلیل نمی شود که بشوند ) . ۲ - به هنگام تجاوز ۳ راس بز کوچک چوپانان دله دری با کوچک چوپانان نورالدین آبادی ها درگیری لفظی پیدا می کنند . ۳ -  یک نفر از دله دری ها با یک نورالدین آبادی ها سر تصاحب زاپاس یک عدد سایپای مفلوک که قاچاق گازوئیل می کرده و اتفاقا آنجا جا مانده نزاع می کنند . ۴ - چندین سال پیش احتمالا سر توانایی سگ هایشان چوپانان دو ده با هم نزاع داشته اند ؟! و البته .... بنابراین همه اینها دست به دست هم می دهند تا آقای فلانی در کهریز جلوی آقای فلانی را بگیرد و حسابی گوش مالی اش  دهد ؟! نورالدین آبادی ها هم که عشق دعوا درارند به زودی جلسه تشکیل می دهند و حسابی جوان تیز پا جمع می کنند دله دری ها و به خصوص فلانی هم خیال می کند همه چیز تمام شده .... ! خلاصه روز بعدی که ایشان راهی ارومیه بود تا کارها مربوط به ساخت خانه اش را ادامه دهد مورد تعقیب قرار می گیرد ایشان ناخواسته از دو کمین نیروهای دشمن در کهریز و کارخانه قند ( نوشین شهر ) رد می شود . بنابراین دشمن چاره ای می اندیشد و با یک شماره ناشناس به ایشان زنگ می زنند و می گویند بابا کجایی دنبالت می گردیم همه بار مان مانده بیا و با ماشینت آن ورش ببر ایشان هم می فرمایند که فلان جا مشغول ساخت خانه ام هستم و چنان آدرسی می دهد که در نوع خودش تاریخی خلاصه ۸ نفر با انواع سلاح سرد وارد آن خانه می شوند و حسابی فلانی را کتک می زنند و البته کس دیگری هم آنجا کتک می خورد . در نتیجه مامدی ها به دلیل کم بودن سر شکسته می دهند و فقط توانستند یک دست بشکانند .....! احتمالا تا حالا رضایت هم داده باشند ولی گویا این واقعه مثل جنبش سبز ایران همچنان ادامه دارد چون چند شب پیش در جشن عروسی یکی از اهالی نوشین شهر مامدی ها شاباش می دادند : بار الهی تا هستی هست مامدی ها هم هست باشند و به سلامتی مامدی های زمین و آسمان . پاچیک ها هم شاباش می دادند : خداوندا ریشه پاچیک را پایدار بفرما و از شر دشمنان محفوظ بدار ...    &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 08:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ayhanurmiye&amp;postid=125</comments>
<dc:creator>ayhanurmiye</dc:creator>
<guid>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-125.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> آدم حسابي به حقوق زن اميدوار ميشه ..!</title>
<link>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-124.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;عده اي از امام جمعه هاي اهل تسنن اروميه چند وقت پيش به همراه صاحب تالارها برگذاري مراسم عروسي را در روز ممنوع جمعه كرده بودند تا خدشه اي به نماز اين روز وارد نشه .! البته اولش محافظه كاران اين كار رو معجزه دونستن و بسيار راضي بودند از آن طرف به نظر مي رسيد اين تصميم براي خيلي ها جالب نيومده و عقيده ندارند كه با تعطيلي روز جمعه تعداد نماز گذاران افزايش پيدا كنه . خب اينجا ايران است و جمعه ها روز تعطيل است و البته براي مراسمات عروسي هم همچنين ، اينكه اين خوب است و بد است و فلان ، بماند ماجرا اينجاست كه امروز جمعه ما عروسي دعوت بوديم و اتفاقا چنان مردم خودشان را مي كشتند كه نگو ( منظور شه خاني است ) . حالا سوال ما اينه كه اين قضيه چه شد ...؟ ماموستا ها كنار اومدن يا صاحب تالار ها عهد شكستند و يا اينكه مردم نپذيرفتن ؟!!! ولي خب خبر هاي خب هم هميشه هست مثلا وقتي مي بيني كتابخانه مسجد نور يك نشريه اي اون هم به سردبيري خانم حاجي پور منتشرميكنه آدم حسابي به حقوق زن اميدوار ميشه البته اصلا فكر نكنيد مردي پيدا نكردند تا اين كار راو بكنه احتمالا زنان دارن عرصه رو بر آقايان تنگ مي كنند ! اون طرف شهر انجمن فرزانگان مثل هميشه فعال است و هي پشت سر هم نشريه اي به اسم آكام منتشر مي كنند  نصف يا بهتر بگيم نصف بيشتر البته درستتر اينه كه بگي خيلي بيشتر از نصف دقيقا همه نشريه رو يك نفر مي نويسه ؟! البته ايرادي نداره كه يك نفر بنويسه خب حتما ايشون خيلي مي دونن ولي حرف ما اينه كه استعداد هاي زيادي توي اسلام آباد پيدا ميشن حيفه كه تلف شن آخه مسئله اينه كه اسلام آبادي ها فكر مي كنن خيلي روشن فكرن و هر چي فرهنگ و هنره كرديه از اين طرف شهر صادر ميشه ...! براي همينه كه وقتي  &quot;آوات &quot; نشريه ي مسجد نور رو مي بيني فكر مي كني آكامو ديدي ...! خدا ما رو بكشه اگه حسود باشيم مهم اينه كه به حمد الله بچه ها همه فعالن و كار مي كنند . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 16:47:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ayhanurmiye&amp;postid=124</comments>
<dc:creator>ayhanurmiye</dc:creator>
<guid>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-124.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در برنامه های کردی شبکه 5 ارومیه با آبروی کردها بازی می شود</title>
<link>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-123.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;و اما قصه چند دقیقه برنامه کردی شبکه ۵ ارومیه که چه گلی می زند به روی فرهنگ و ادب ما ...؟! اولین برنامه به اسم&quot; دیار به دیار &quot; هست که با سفر به روستاهای مختلف برنامه ضبط می کنند . آقای مجری گویا توانایی زیادی در کارشان دارند و با ضرب المثل های کردی همین طور ایجاد خلاقیت می کند ....! نمی دانم هدف چیست اینکه بروند و خراباد و یه سری آدمهای چیز به تصویر بکشند ...؟! موسیقی ما را به مسخره گرفته اند ....! می روند گاو و گوسفند نشان می دهند ...؟! تازه مسابقه هم می گذارند و ما و خودشان را مسخره می کنند آن هم با رانندگی تایر تراکتور ..! نمی گویند جوانان رشید ما را مصدوم کنند .....؟! مثل برنامه کودکان می مانند که &quot; چایی داغه دایی چاقه &quot;  ...! البته شاید تقصیر شما نباشد و به شما می گویند باید اینگونه باشد  ولی در کل شما آبروی فرهنگ و موسیقی کردی را برده اید و بزرگترین خیاینکار به آنید . آن یکی برنامه &quot; دیمه ن &quot; هم که بیشتر خودشان و ملتشان را  مسخره کرده اند و چهره ایی احمق ، نفهم و نادان را از آنها نشان می دهد ...! آیا به راستی این چند دقیقه برنامه هم اگر نبود بهتر نمی شد ! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 10:16:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ayhanurmiye&amp;postid=123</comments>
<dc:creator>ayhanurmiye</dc:creator>
<guid>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-123.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نیازمندی ........!</title>
<link>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-122.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt;  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;به تعدادی بازیگر کرد زبان جهت تولید نمایش های کودک نیازمندیم ، علاقه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=4&gt;مندان با شماره &lt;FONT color=#00cc33&gt;&lt;STRONG&gt;۰۹۳۵۵۲۱۷۸۱۱&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; تماس حاصل فرمایند&lt;/FONT&gt; . &lt;/P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;
&lt;P dir=ltr style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #0099cc&quot; face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#000000 size=5&gt;&lt;EM&gt;Me hewceyî bi çend aktorên kurd ji bo bi berhem &lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #0099cc&quot; face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#000000 size=5&gt;&lt;EM&gt;anîna bernameya zarokan heye. kesên ku dixwezin &lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #0099cc&quot; face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#000000 size=5&gt;&lt;EM&gt;hewkariya me bikin ji kerema xwe re bi vê hejmarê &lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #0099cc&quot; face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#000000 size=5&gt;&lt;EM&gt;peyvendiyê bigrin . 09355217811&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Aug 2009 17:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ayhanurmiye&amp;postid=122</comments>
<dc:creator>ayhanurmiye</dc:creator>
<guid>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-122.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیلی می خوردیم که کفشهامون پاره نشن ؟!</title>
<link>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-121.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چه خیاله خامی مگه از این بچه ها چی در میاد ...؟ مردم بچه هاشون رو توی انواع کلاسهای : برای پسران : تکواندو ، جودو ، کونگ فو ، تابوکسینگ ، بوکسینگ ، خوده بوکس ، با بوکس و بی بوکس .... دختران : ژیمناستیک ، بدن سازی بانوان ، آموزش مکاپ ، اسکیت ، ماهیگیری ، کامپیوتر و خلاصه گیتار و سه تار بی تار و هزار یک عدد تار دیگهمی زارن تا متمدن بشن ...! اما بچه های ما بیچارهها از یک فروردین مشغول روان کردن و تمیز کاری جوب برای ماه اردیبهشت هستند تا بعدا خودشان یونجه ها رو آبیاری کنن ...؟ البته خوب این بهترین تفریح سالم برای تعطیلات سال نو هس ... اما اگه به اردیبهشت برسن که جدیدا ۴ شنبه سوری اونها هم گل کرده کم مونده که خودشون رو هم منفجر کنن .؟! بچه ان بچه های قدیمی که&quot; سه ره ساله بین ساله خوده بهله مالخه ماله تیشته که پوژه ناو دسماله &quot; می کردن و با&quot; هیلومیلک&quot; بازی صفا می کردن ... اما خوب زمونه عوض شده .! بله داشتم میگفتم این یچه ها توی اردیبهشت که باید شدید درس بخوون تا خرداد رو قبول بشن مشغول چوپانی از نوع گاو و گوسفند و بزغاله می شوند بله اصلا درس رو از خود طبیعت یاد می گیرن .........؟ &lt;FONT color=#cc0033&gt;* لازم به ذکر است انواع مختلف چوپانی تا اواخر پاییز ادامه دارد و دیگر شغلها به عنوان شغل دوم و سوم  محسوب می&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#cc0033&gt;شوند&lt;/FONT&gt; . خرداد ماه بیشتر کتک می خورند چون پدر و مادر فکر می کنند اونا دارن دروغ می گن که امروز امتحان دارن و از زیر چوپانی در می رن خوب البته حق دارن چون نوبت درو کردن علف برای زمستون رسیده و کار بیشتر شده چون هم باید چوپانی کنند و هم&quot; یه خانی &quot;...؟! جواب امتحانا رو معمولا بعد از ۱۵ شهریور می گیرند البته پدر و مادر های باکلاس چون نصف بیشتر اصلا نمی دوونن که بچه شون چندم می خونه حالا این خوبه بعضی ها اصلا اسمشون رو هم نمی دونن که احتمال داره نشان از زاد و ولد بسیار باشه ...! تیر ماه زمان رسیدن جو هست و بهترین &quot; پاله &quot; هم که بچه های کوچیک هستن چون جو هم نرمه هم که &quot; قونجرک &quot; نداره ۱۰ روز ، روزی ۱۲:۳۰ ساعت کارگری با اعماله شاقه . بله یعنی یه چیزی توی مایه های کنوانسیون ژنو ..........! بعد از جو نوبت رسیدن گندم هست حالا اونهایی که خیلی باکلاسن و گندمشون رو با &quot; چقچقه &quot; درو می کنن بچه هاشون کمی راحتن چون فقط &quot; گرزها &quot; رو چمع می کنن و دانه دانه خوشه جمع می کنن که از همین حالا معنی صرفه جویی و قناعت رو بدوون .........! بچه های ۳ ساله هم مستثنی نیستند چون از اونا برای &quot; راتیب &quot; استفاده میشه ...! مرداد و شهریور هم وقت خرمن کوبان هست  و وظیفه کودکان &quot; به ر گیرتین &quot; و انواع کار دیگر هست و تا یک مشت گندم به آنها می دهند تا ببرند مغازه خربزه بخرند چشمشان در می آید .....! حالا این آمارها منهای کودکان هنرمندی است که فرش بافند و البته منهای شهر که مناطق طرزیلو اسلام اباد  و ........ هزاران بچه دارن دست فروشی و واکس زنی و .......... می کنند ...! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعد انتظار دارن بچه شون دکتر مهندس شه ...! بچه دوچرخه اش کجا بود ....؟! خودمان اگر در بچه گی دوچرخه داشتیم الان دکتر بودیم . اصلا هنوز هم داغ یک بار سور خوردن روی برفها با خیال راحت مونده توی دلمون چون سیلی می خوردیم که کفشهامون پاره نشن ؟!!!!!!!!! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Jul 2009 18:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ayhanurmiye&amp;postid=121</comments>
<dc:creator>ayhanurmiye</dc:creator>
<guid>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-121.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>90 % مردم صومای برادوست و 75 % از مردم سیلوانا به موسوی رای داده اند.</title>
<link>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-118.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;طبق آمار وزارت کشور تنها در دو استان آذربایجان غربی و بلوچستان آقای &lt;FONT color=#009933&gt;میرحسین موسوی&lt;/FONT&gt; رای اول را آورد جالبش اینکه در مناطق محروم استان حداقل صومای برادوست و سیلوانا &lt;FONT color=#009933&gt;میر حسین موسوی&lt;/FONT&gt; با اختلاف فاحشی از احمدی نژاد جلو بود و رای اول را آورد . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کل آرای صومای برادوست : حدود ۱۲ هزار و اندی / &lt;FONT color=#009933&gt;&lt;STRONG&gt;میرحسین موسوی ۱۰۶۸۶ رای&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; / و بقیه تقسیم شده بود بر سه کاندید دیگر  . مثلا روستای گله خر : از کل آرای گرفته شده &lt;FONT color=#009933&gt;موسوی&lt;/FONT&gt; منهای یک رای که برای کروبی بود همه آرا را مال خود کرد . در منطقه انزل و روستا های کرد نشین اکثر روستاها ۱۰۰ ٪ رای را به&lt;FONT color=#009933&gt; موسوی&lt;/FONT&gt; داده بودند . مثلا روستای دلادر ۱۰۰ ٪ رای گلانیک علیا و سفلا ۱۰۰ ٪ و . .....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کل آرای سیلوانا : حدود  هزار ۱۸ و اندی /   &lt;FONT color=#009933&gt;&lt;STRONG&gt;میرحسین موسوی ۱۲۰۰۰ و اندی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; / احمدی نژاد ۶۰۰۰ / و ....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در منطقه شپیران هم بالای  ۹۰ ٪ آرا برای &lt;FONT color=#009933&gt;موسوی&lt;/FONT&gt; به صندوق ها ریخته شده بود .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 08:15:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ayhanurmiye&amp;postid=118</comments>
<dc:creator>ayhanurmiye</dc:creator>
<guid>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-118.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سپاس از رضا هکر </title>
<link>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-117.aspx</link>
<description>با سپاس از رضا هکر که پسوردم رو داد از این به بعد باز خواهم نوشت و امیدوارم اینبار همه چی بهتر بشه . </description>
<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 18:10:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ayhanurmiye&amp;postid=117</comments>
<dc:creator>ayhanurmiye</dc:creator>
<guid>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-117.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه شماره یک ستاد مردمی - تبلیغاتی مناطق کردنشین </title>
<link>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>چه باید کرد ...؟ 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  .... روزی در این کشور حاکمانی به نام یا به شکل شاه حکومت می کردند هر چه می خواستند بدون توجه به مردم و با نادیده گرفتن آنان انجام می دادند که تنها راه مقابله با این زورگویی مبارزه بود تا اینکه دنیا تغییر کرد و حاکمان برای دستیابی به حکومت می بایست موافقت همه را داشته باشند و همچنین دانشمندان علوم سیاسی &quot; رای دادن &quot; را کشف کردند و تنها با رای مردم ، حاکم می توانست به حکومت خود ادامه دهد دیگر لزومی نبود برای مبارزه حتما جنگ کرد بلکه با آگاهی و انتخاب درست می توان رای به خوبان داد . کرامت انسانی معیاری شد برای اینکه هر انسانی چه فقیر و چه غنی، چه جاهل و چه عالم تنها حق یک رای داشته باشد و بدین ترتیب عدالت و برابری سیاسی بوجود آمد و ما کردها ملت پاره پاره شده مرزها و پراکندگی ها ، برای فرار از بی عدالتی بازی های جهانی ، راه خویش را یافتیم و فهمیدیم که دنیا تغییر کرده و می توانیم بدون خودکشی و دیگر کشی ، مبارزه مان را به شکل انسانی به نتیجه برسانیم و مسیر ناهموار زندگی را برای کسب آزادی با علم و دانش هموار سازیم ، یاد گرفتیم برای آزاد زندگی کردن و انتخاب عاقلانه لازم است به یک کلمه ، وحدت توجه داشته باشیم که از میان کتابها یافتیم و آن کسب حقوق شهروندی در سه وجه آزادی اجتماعی ، آزادی سیاسی و آزادی مدنی بود و همچنین خیلی چیزهای دیگر از رهگذر ارتباط با دیگر مردم جهان یاد گرفتیم و فهمیدیم به تنهایی چنین کاری از ما ساخته نیست و برای برنده شدن باید با اقوام و احزاب بزرگ شریک شویم .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 545px; HEIGHT: 359px&quot; height=375 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.ghalamnews.ir/images/2009/4/09-4-24-6283221.jpg&quot; width=560 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و این چنین شد که از برابری سیاسی رای دادن به برابری اجتماعی حقوق شهروندی رسیدیم و دانستیم به تغییر نیاز داریم اما نه تغییری که ریشه در بی نظمی و هرج و مرج دارد بلکه تغییری منظم و متعادل و این تغییر و تعادل را در شخصیت آقای مهندس میرحسین موسوی یافتیم و مطمئن هستیم که بعد از این همه بی ثباتی ها و هتک حرمت ها در مدریت ایشان می توا به آرامش رسید .&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;ستاد مردمی- انتخاباتی مناطق کردنشین &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;                                                                                ارومیه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 May 2009 08:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=ayhanurmiye&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>ayhanurmiye</dc:creator>
<guid>http://ayhanurmiye.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
