طایفه بزرگ شنگول جدید التاسیس است و عمر زیادی از آن نمی گذرد . ماجرا از آنجا شروع شد که یکی از نوادگان "شانگل" برای اثبات اصالت خانوادگی و افتتاح یک طایفه جدید اساسنامه ایی تنظیم کرد .
"شانگل"مادر بزرگ پدر پدر بزرگ کامبیز رئیس طایفه شنگول است . البته از آنجا که " کامل رشید " یعنی شوهر شانگل فردی کاملا معمولی بود و هیچ حرفی برای گفتن در برابر شانگل نداشته مردم فرزندان آن دو را با نام شانگل می شناختند حتی خود کامل رشید را کامل رشید شانگل خطاب می کردند .
آنها در یکی از دهکده های کوچک کشور بلغارستان زندگی می کردند . البته بگذارید برایتان تعریف کنم که چرا بلغارستان ...؟ کامل رشید یکی از سرباز های امپراطوری عثمانی بود که جنگهای این امپراطوری با اروپا شرکت می کرد و وظیفه اش آبرسانی به مجروحین بود . اتفاقا در آخرین جنگی که داشتند کامل رشید عاشق یکی از دختر های دهکده ای واقع در بلغارستان به نام صوفیا شد . ..! ولی متاسفانه صوفیا حاضر به ازدواج با او نشد بنابراین کامل رشید برای اینکه دل صوفیا بسوزد به دهکده خودشان در ولایت بازگشت و " شانگل " را به همسری برگزید . " شانگل " نام اصلی اش شاه گل بود ولی روستاییان او را شان گل صدا می زدند . مادرش عرب و پدرش کرد البته پدر شانگل کردی حرف می زد و هنوز اصلیتش مشخص نیست . { البته کامبیز در اولین سخنرانی اش پدر شانگل را یکی از ژنرال های امپراطوری معرفی کرده است } .
خلاصه کامل رشید با شانگل ازدواج کرد و به دهکده در بلغارستان بازگشت ولی متاسفانه دیگر صوفیا ازدواج کرده بود ...! و بیشتر دل کامل رشید سوخت . ....!
خلاصه سالها از این ماجرا گذشت آنها بچه دار شدند ، عروس آوردند و دختر شوهر دادند . اما هنوز کینه صوفیا از دل کامل رشید برچیده نشده بود از طرف دیگر صوفیا بیوه مانده بود بنابراین صوفیا با کامل رشید فرار کرد . آن هم تا فرانکفورد آلمان ....! چون با وجود شانگل ماندن در دهکده محال بود بعد از این کار ناجوانمردانه کامل رشید شانگل خودسوزی کرد ولی زنده ماند از آن پس مردم فرزندان او را شانگل سوخته صدا می کردند با این وضعیت و با سقوط امپراطوری عثمانی آنها دیگر جایی در بلغارستان نداشتند و مجبور به ترک خاک آنجا شدند و دوباره به ولایت باز گشتند . متاسفانه راه سخت و بیماری ، بسیاری از شنگول زاده ها را از پای در آورد و فقط یک سوم آنها زنده بودند . { شانگل جان سخت بود و از پای در نیامد } .
به هر حال 200 سال از آن زمان می گذرد و اکنون کامبیز یا بهتر است بگویم کامبیز خان با وجود ثروت زیاد که از خرید و فروش زمین به دست آورده و البته اصرار شنگول زاده ها تصمیم به تاسیس طایفه شنگول گرفته است ....!
تبصره : چگونگی تغییرنام شاه گل به شنگول در مرور زمان : >> شاه گل >> شانگل >> شنگل >> شنگول .
اساسنامه طایفه بزرگ شنگول
مقدمه
نیاز به جمع آوری و سازماندهی افراد خانواده شنگول و خان شدن و رهبری بر آنها روز افزون شده است . جامعه بزرگ شنگول که هر روز بسترش برای تهاجمات فرهنگی طوایف بیگانه بیشتر باز شده بنابراین نیاز دارد که خان جدیدی ظهور کند تا فرهنگ عظیم و میراث بزرگ شنگول از بین نرود .
تا به کی مگر خانواده شنگول باید گاو و گوسفند های پیشکش را به خان های دیگر بدهند ....؟! مگر نوادگان شنگول از دیگران چه کم دارند که لایق آقا و خان شدن نباشند ...!؟ لذا این جانب کامبیز شنگول زاده باد آبادی این وظیفه خطیر را بر خودم لازم الجرا می نماییم تا ضمن تشکیل این طایفه در راستای حفظ میراث شنگول گام بردارم .
ماده 1 : مشخصات طایفه
نام طایفه : " شانگل " قدیم و شنگول جدید
نام آقا ، خان و موسس طایفه : آقای کامبیز خان شنگول زاده باد آبادی
تاریخ تشکیل : پاییز 87 برابر با نوامبر 2008
ماده 2 : اهداف طایفه شنگول
1 – بالا بردن رسم و نام فرزندان شانگل
2 – رواج شنگولیسم و شانگل پرستی در میان شنگول زاده ها .
3 – کشتن فرزندان کامل رشید و صوفیا برای شادی روح شانگل بزرگ
4 – ساخت آرامگاهی مجهز بر قبر شانگل و احیای فرهنگی شنگولیسمی
5 – تربیت مجسمه ساز از میان طایفه برای تراشیدن پیکر شانگل { به خاطر مسائل ناموسی و محرم بودن }
6 – تهیه شجره نامه از شنگول زاده ها
7 – استفاده از کلیه راه های مجاز و غیر مجاز برای پول داری خان در راستای اهداف طایفه
8 – تلاش جهت هم تراز کردن خان طایفه در رنکینگ خان های سایر طوایف
9 – برگذاری عروسی برای فرزند خان با پخش 1 میلیون کارت دعوت
10 – جمع آوری گاو و گوسفند های اهدایی و تغذیه مناسب در جهت افزایش وزن خان .
11 – خرید ماشین های آخرین سیستم برای خان
12 – افزایش همسر برای خان ، ترجیحا زن جدید باید خان زاده باشد و موثر در اصلاح نژاد
13 – سازماندهی دعواهای طایفه ایی و تربیت قولدر
14 – کلاس تیر اندازی با کلاش و تپانچه
15 – شغل زایی برای جوانان طایفه { بادی گاردی }
16 – ترتیب دادن صف های طویل ماشین به هنگام عزیمت خان به بیرون
17 – عفو قتل ، دزدی و کتک افراد خودی با گرفتن هدایای با ارزش
18 – قبول طلاق ، خودکشی و خودسوزی شنگول زاذه ها
19 – صدور حکم ازدواج برای جوانان طایفه
20 – حمله و کشتار دشمنان طایفه شنگول
21 – تغییر نام خانوادگی شنگول زاده باد آبادی به شنگول زاده استامبولی بلغارستانی
22 – تعیین نرخ شیر بها ، چک مام ، چک خال ، سرگردان و تاریخ عروسی
تبصره : دیگر مواد با صلاح دید خان حذف و اضافه خواهند شد .
ماده3 : چگونگی حالات فیزیکی خان
1 – خان حتما باید از تیره برتر طایفه شنگول باشد و کمترین فاصله را با شانگل بزرگ داشته باشد .
2 – قد خان باید از 175 سانتی متر بالاتر باشد .
3 – وزن خان در دو ماه پست باید حداقل 90 کیلو گرم باشد .
تبصره : در مورد کامبیز خان گزینه قد مانعی ندارد { قد کامبیز خان 160 است}.
ماده 4 : شحصیت خان
1 – انسانی جدی و شرور
2 – فقط سیگار مالبرو اصل بکشد
3 – حداقل به یکی از مواد مخدر عالی معتاد باشد
4 – در تصمیمات خود رای باشد
5 – سواد هم نداشته باشد اشکالی ندارد .
ماده 5 : چگونگی ریاست وبه ارث رسیدن آن به افراد دیگر
1 - تا زمانی که کامبیز خان در قید حیات باشند ایشان بر طایفه حکم خواهد راند و هیچ احد الناسی از این حق بهره مند نخواهد بود .
2 – در صورت مریض شدن کامبیز طایفه موقتا تعطیل می باشد .
3 – بعد از ایشان پسر ارشد به ریاست خواهد رسید .
4 – اگر کامبیز خان از هیچ یک از زنهایش صاحب فرزند پسر نشد باید آنقدر زن بگیرد تا بلاخره صاحب پسر شود .
5 – بنابر هر دلیلی { حتی پزشکی } اگر کامبیز فرزند ذکور نداشته باشد ریاست به طور موقت به دخترش خواهد رسید البته به شرطی که با برادر زاده اش ازدواج کند و تا تولد پسر آن دو منتظر بمانند تا ریاست به آن طفل برسد
تبصره : در صورتی که این دو هم فرزند پسر نداشته باشند این توالی ادامه می یابد تا یک پسر از خاندان شنگول برخیزد .
ماده 6 : تکلیف هدایا
1 – 100 هزار تومان حق عضویت سالیانه برای هر خانوار
2 – عروسی دختر در صورتی که با یکی از شنگول زاده های ازدواج کند یک راس بزغاله
3 – عروسی دختر با غیر خودی یک راس گاو نر هلندی
4 – عروسی پسر در هر دو صورت یک گوسفند معمولی
5 – پرداخت تمام هزینه زندگی خان از طرف شنگول زاده ها
6 – بنزین ماشین خان هم بر عهده سایپا داران شنگول زاده است
امید است با اجرای درست این اساسنامه و قوانین آن ، میراث طایفه بزرگ شنگول حفظ شده و روح "شانگل" آزاد گردد .
کامبیز شنگول زاده باد آبادی