تبليغاتX
Ayhan Urmiye

بیش از ۷۰ درصد بیماران بیمارستان های ارومیه کرد هستند ...!؟ ( البته منهای بیمارانی که از شهرستان های دیگر به ارومیه می آیند ) ...! ؟ بیش ازنصفی از این   ۷۰ ٪  را بیماران زن کرد تشکیل می دهند ...! اما چرا ...؟!

۱ - اصولا ما بیمارستان دوست هستیم و می خواهیم هر چند وقت یک بار برای کلاس هم شده راهی بیمارستان شویم .

۲ - درصد بالای قند ، یتامین ها و پروتئین ها در بدن، امان ما را بریده است .

۳ - جاده های بین المللی سرو از بس استاندارد است که راننده های " سایپا " هل می شوند و تصادف می کنند .

۴ - بیش از ۶۰ ٪ صومای برادوستی ها اصلا آب آشامیدنی ندارند ..!

۵ - اگر آب نباشد مردم از کجا وضو بگیرند ...؟ خاک کجا بود آقا توی این زمستون ..؟ بعد فردا اگه به جهنم رفتند وزیر نیرو می خواد جواب بده ؟!!! بهداشت کجا بود بابا ؟!

۶ - وجود مازاد درمانگاه های تخصصی و سر در گمی ملت در منطقه ...؟!

۷ - نداشتن هیچ غصه و خیال و ناراحتی ای که باعث افسردگی آنها شده ...؟!

۸ - ۹۹ ٪ زنان سردرد شدید دارند ...!؟ ( بروید بپرسید ) و چرا ... دلیلش چیست؟

۹ -  رکود اقتصادی جهان بدجوری روی اقتصاد منطقه تاثیر گذاشته و همچین یکم بگی پولشون کم شده و ته کشیده ...!

۱۰ - ۱۰۰ ٪  ۷۰ ٪  هم علاوه بر بیماری خودشان دچار خود بیمار انگاری هم هستند ...!

۱۱ - آقا نمی دونم چرا یک جایزه صلح نوبلی ، اسکاری ، چیزی به این زن های کرد نمی دند که با چه شجاعتی خود سوزی می کنند آن هم با وجود سهمیه بندی بنزین ...؟

آهای آقای حقوق بشر کجایی .....!

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت 17:59 |
 

دنیا باید خجالت بکشد ....!

 

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 13:53 |
شعله آن چوب کبریت

نور امید است ولی

امیدی بدون من و ما خاک و هوا

این قصه می باید نبود در پس این پست هوا

رنگ آن فواره ی شعله ها

عشقی سرتاسر محو ریا ،محو گناه

رنگ عشق ولی

این نغمه می باید نبود در پس این ساز و نوا

آن تن پاک و عریان و سوزان

زاده ی عشق مادر مهر است ولی

زاده ای بی پدر و مادری سر به هوا

این جمله می باید نبود در بین این باور تار

می رویم و قهقهه این خنده هامان

سرشار از آزادی و پرواز است ولی

آزادی سوختن تن ، پرواز دودش در هوا

این تقدير می باید نبود

بر آن زاده دل خون جگر مهر خدا خواهر من خواهر ما ...!

 "ستار ابراهيم پور "

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 19:0 |

 

 

حدود یک هفته پیش اتفاقی افتاد که عجبا در ۷ کنار دنیا مثالی مثل آن کس ندیده .....! در نزدیکی روستاهای چیره و مسکینی در نزدیکای نوشین شهر در میان زمین های روستاییان گویا معدن شن و ماسه وجود دارد که بخشداری به حساب کیسه خلیفه و فلان با لودر و کامیون و خاور و ..... برای استخراج و بهره برداری تشریف می برند که روستاییان متوجه می شوند ابتدا که می بینند دوستان خیلی جدی هستند و یادشان رفته این زمین مردم است با دیالوگ وارد می شوند ولی راه به جایی نمی برند لذا با استفاده از سنگ به جان لودر و خاور ها میافتند تا اینکه به پاسگاه محلی زنگ می زنند وقتی آنها سر می رسند گویا دعوا همچنان بر دوام است و از بخت بد مفلوک فلک زدگان لودر جا خالی می دهد و سنگ پدر سوخته سر رئیس پاسگاه را نوازش می دهد . ایشان هم در کمال خونسردی اسلحه مبارک که برای دفاع از جان و مال و ناموس مردم بر کمرش تعبییه شده  را برداشته و ۴ نفر انسان را به شدت زخمی می کند آن هم از ناحیه های مختلف ....... هه هه هه ....  آفرین صد آفرین هزار و سیصد آفرین بنده حتما یک لوح تقدیر برای ایشان خواهم فرستاد .... قضاوت با خودتان دیگر هیچ نمی گوییم . آقای اخبار ۲۰:۳۰ شبکه ۲ په شما کجایید ..!

جناب رئیس شما ببخشید نفهمیدن بابا ....! اصلا غلط کردن شما ۴ نفر رو به گلوله بستید چیز خوردن بله ....!

در صومای برادوست روستای پیرانجوق یکی از قاچاق چیان خطرناک و جانی گازوئیل که فلک زده در دام شریف نیروی انتظامی گیر کرده بود خودش را در خانه ی یکی از پیرانجوقی ها پناه می دهد ماشین نیروی انتظامی هم در پی او وارد خانه مردم می شوند .....! { حالا گیریم اوون یارو قاچاق چیه کمی محرم بوده یا اصلا نفهم ....! شما چرا بی مجوز و فلان وارد حریم خصوصی خانه مردم می شید ...} ؟ خلاصه زن های همسایه و خانه که متوجه تجاوز به خانه و قاچاقچی نگون بخت می شوند جانانه به نیروی انتظامی حمله ور می شوند در آن لحظه گلوله ای از طرف نیروی انتظامی منفجر می شود که به پای صاحب خانه می خورد ....!  این همه قضاوت با خودتان که ببینید اینها چقدر خوشبختند ...! البته شاید در سال شکوفایی و نوآوری این هم نو آوری نیروی انتظامی است . ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!  بعد از این قضیه که نیرو از خانه خارج می شوند یکی دیگر از قاچاقچیان نگون بخت را می گیرند و به جرم بشکه های خالی و همکاری با خانم ها نیرو انتظامی ستیزه او را با مشت و لگد و انواع دیگر فن های فرنگی و ..... به پاسگاه می برند ...!؟ و این جوان نو داماد را ۵-۶ ساعت شب را دست بسته به تیر وسط حیاط پاسگاه می بندند آن هم در دمای زیر ۳۰ درجه تا دیگر از این غلط ها نکند بابا اصا صاحبخانه غلط کرد که شما به پاش گلوله زدید نفهمید ....! این یارو هم غلط کرد که شما شریک مهاجمان تلقی کردید و چندین ساعت به تیر بستید آن هم با حالتی زخمی ....؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!! 

البته اسامی همه ی این افراد محفوظ است .    

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 18:0 |