تبليغاتX
Ayhan Urmiye
این روزا موش ها میگن وبلاگ فریاد خرداد به قلم پوپی اجاره داده شده ؟! حالا به کی داده رو هم گفتن ؟!  اول اسمش " ج " هست . فکر نکنید جلیل زاده هست ها .... یکی دیگه است . گفتم که پوپی تو انتخابات تا ۱۰ میلیون به جیب می زنه ؟!  " پوپی هش کس مال اولماز " نه واسه " جیم " نه " خیم " و نه هیچ کس دیگه و البته نه اصلاحات . پوپی منم ببر تو تیمت بدجوری وضع خرابه ؟! برو که پوپی می خوردت !
+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 و ساعت 11:43 |
                                             

خوب آقای استاندار حالا که میگید فشار گاز کم شده این پوپی و بروبچ رو بفرست از اصفهان یه کم فوت کنن تا بلکه یه فرجی شه یخ نزنیم ...! البته نه....! پوپی قابل اعتماد نیست ..! احتمال داره هر چی فوت کنه واسه ترکمنستان بره ... آقای استاندار شما نمی دونید این پوپی چه موجودیه ؟! حتی این آقای بوش هم عاملشه ؟! ....

ولی یا ایها الاستاندار به داد مردم برسید جماعت یخ زد ...وای به حالمون میشه اگه آنفلانزای پوپی شایع شه ...؟! پس این سازمان بهینه سازی مصرف سوخت کجاس ؟! بچه های شرکت گاز دارن چیکار می کنن ؟! اشکال نداره بابا بی خیال شما هی پشت سرهم جلسه " حوادث غیر مترقبه " بزارید و تعطیل کنید . زمستون کیلو چند ؟! البته با این سرما وبی گازی و ایام محرم و بعدش هم تعطیلات نوروز یه هو مملکت رو تا اردیبهشت تعطیل کنید تا خیال همه راحت شه ...؟!قابل توجه دوستداران محیط زیستبا "k 750 " گرفتم

سه راه جنوبی - شهرک فرهنگیان

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 16:20 |
از آنجا که ملت نگران ما بودند که آیا زنده هستیم یا نه ... تصمیم گرفتیم وبلاگ را به روز کنیم تا دشمنان حال کنند .

با قطعی گاز و ما وقعه ، عزیزان وبلاگ نویس یخ زده اند حیوونی ها ( البته به جز خانم شیرزاد و اندی دیگر ) . ما بیشتر دل نگران حضرت پوپی  هستیم البته نه از آن لحاظ که ایشان ایشاالله تلف شوند . از آن جهت می فرماییم که مغزش خدای ناکرده سرد کرده باشد و نگاره هایی بنگارد نام ما وبالگ نویسان را نزد دول خارجه شرم سار کند . یادش بخیر ما برای خودمان کسی بودیم مدام از دول خارجه نزد مان می آمدند برای دست بوسی . ولی تا به این دنیای مجازی وارد شدیم  ۵ قران هم به ریخت مان نمی دهند تا به نگاره های مان ؟! ما با این همه شهرت و افتخارات هنوز در دنیایی مجازی جز لینک ها و پیوندهای وبلاگ نویسان بنام نیستیم . البته ما برای حسام خان که ما را یاد ناصر حجازی می اندازد ( از آنجا که دروازه بان اصلاح طلب هاست ) احترام زیادی قائل هستیم که مزین کرده اند آیهان حسینی را به موج سوم . درد دل زیاد است و قلندر بیدار  .

 این اعلامیه ۱۴ ماده ایی مستر ترومن هست برای شهر ارومیه که به خوابم آمد و قرار است تبصره های  آنها را هم به زودی در همین امشب یا اوون یکی شب بفرمایند .  

۱ - افشای توطئه های دشمنان و رسوایی آنان

۲ - بر ملا کردن دیکتوراسی پوپی

۳- یک تنه ، ساختن پل میانگذر دریاچه ی ارومیه

۴ - مبارزه علیه نژاد پرستی

۵ - حمایت از مظلومین

۶ - مبارزه علیه استکبار جهانی و آشناهای غریبه

۷ - مبارزه علیه برگزاری مراسمات پر هزینه و کمر و استخوان شکن عروسی

۸ - مبارزه علیه گرانی کرایه تاکسی ( دربستی )

۹ - تو رو خدا به جاده مهاباد برسید . قاتله

۱۰ - پول شویی ( پاک کردن یادگاری هایی که بر اسکناس ها می نویسند )

۱۱ - مترو

۱۲ - افزایش نانوایی ها

۱۳ - کشاندن ارومیه به خط استوا ( یخ زدیم )

۱۴ - شیرین کردن آب دریاچه ارومیه برای صفا و ماهیگیری .

  

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 17:38 |
امروز برف بارید امروز برف تند بارید من در برف آمدم من دیر آمدم واسه اینکه تاکسی نبود . امروز خبر جالب این بود که فهمیدم  حسن جان سطوت وبلاگ زدند و آمده است که چه می کند این حسن سطوت ..! 

 از اوون جالبتر این بود که دیدم"  پوپی " جوون بعد از مدتها اوون عکس ضایعش رو عوض کرد . البته به نظر می رسه در فصل تابستون این عکس رو کشیده باشه . پوپی جوون بهتر بود یک عکس با آدم برفی می گرفتی که مردم با دیدن عکست هوس آب تنی نکنن ...!

من جدیدا به یک نتیجه رسیدم که مورچه ها بدبخت ترین و در عین حال نفهمترین موجودات این کره خاکی هستند . نه ماه تمام حالا این ور اوون ور مثل خر کار میکنن آخرش هم یک هزارم آذوقشون رو مصرف نمی کنن تا اینکه همش فاصد میشه ..!

آهان این تاکس ها عجب نامردن ...! بابا کرایه توو ارومیه خیلی بالاس هیچ کی هم نیس بگه بابا چرا ..!؟ البته کرایه های آژانس ها و تاکسی ها درون شهر با مسیر معین مشخصه و لی تا میگی آقا دربست فلان جا منو چند می بری .؟! ۱۵۰۰  ...!؟ تا میگی چرا چه خبره ؟! چنان ویراژی به ماشین میدن و میرن که نگو .....؟! ۵۰۰۰ تاکسی توو ارومیه داریم  و اگه هر تاکسی به طور متوسط ۲۰ هزار روزی کار کند بنابرین " روزانه مردم ارومیه ۱۰۰ میلیون ناقابل پول تاکسی میدن " که ماهیانه ۳ میلیارد و سالانه ۳۶ میلیارد تومن میشود . به حساب پول یونایتد. اس. آ ۴۰ میلیون دلار . هیچی نمی گم دیگه شما به عمق فاجعه نگاه کنید ؟! حالا با این پولها چیکار میشه کرد و کجا و چرا و .... پوپی بداند .!؟ 

 

 

 

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در یکشنبه شانزدهم دی 1386 و ساعت 20:21 |

سعدی آمد خواب من

دیشب بگفتا جان من ... حیران تو ...!

دیوانه ی گم گشته در دنیای شعر و شاعری

نان تو کم آب تو کم شاعری کردی دوباره ...؟!

این وبالگ ها چه هستند ..؟! ( جمع  وبلاگ )

شعر هستند ...؟! قصه هستند ...؟!

گفتمش : سعدی فدایت

آمدی نلان چرا .؟! از دست من شاکی چرا ؟!

این وبالگ قصه ی هفتاد و دو ملت شده ..!

 آن برای" زاده ها " جانش دهد .!

آن یکی در مرکب دکتر رود ..؟!

آن یکی حرف از صلاح مملکت

در پی اصلاح بی پایان رود .!

آن یکی گوید مگر اینگونه است ..؟! ( یعنی منم هستم )

پس اصول تام و عام مملکت بی جا رود ..؟!

این یکی گوید عزیزان رای مردم مال من 

این همه زرنایتان در پی بیهوده رود ..!

شیخ فرمود :قصه ی هفتاد و دو ملت به جایش

پور حیدر مر چکارت کرده  ...کین گونه بتازی ؟

قتل کرده ..؟! فحش داده ...؟!

فال بند است یا که شاعر ..؟!

گفتمش یا شیخ دست رو دلم نذار که خونه ...؟!

پورحیدر طوطی هفتاد و دو ملت شده ..؟!

بنده های پاک و صادق را چنان رسوا کند !

که از وجودش شرم سار وخسته و بیمار شود ..؟!

سعدیا جانم فدایت

طوطی این داستان سخت ما

این نویسد آن نویسد ..!

سعدی فرمود :

لهجتو عوض کن بابا با این شعرهای مسخرت

گفتم : سعدیا جانم فدایت

من به قربان چشایت

زودتر می گفتی خود را خلاص می کردیم

مردیم از بس زور زدیم .!

که...

 که متاسفانه از خواب بیدارمان کردند

دستور فرمودند جهت ایستادن 2 – 3 ساعته در صف نانوایی دیرتان می شود .

 

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 17:21 |
این روزها یه حرف هایی هست که پزشکیان و عبدالعلی زاده میان ... که در این صورت فاتحه ی اصلاح طلبها و اصولگرا ها خوونده است ...!؟ حالا اگه خانم امانی هم بیاد که دیگه همتوون تیماتوون رو بردارید و برید ...! در ضمن خووندم که پوپی جوون داره از ائتلاف مستر جهانگیر زاده و پرزدنت عابد فتاحی خبر میده ....!؟ و اینکه این خواهد شد و آن ...!؟ البته رو این قضیه زیاد فکر کردم .....! که جواد میخواد رای های کردها رو به دست بیاره یا عابد می خواد رای های ترک ها رو و یا اینکه نصف نصف ....! چیزه جالبیه .....؟! اگه پزشکیان و عبدالعلی و امانی بیان دو تا کوپن ترک ها تموم میشه و تنها یه کوپن می مونه که اگه به کردها بدن ....؟! خب بنابرین بازار همه خراب میشه ... خصوصا بازار جواد .... که داره عابد جوون رو آماده میکنه ...؟! البته جواد فکر میکنه که رای کردها ماله عابد جوونه که فکر نکنه ... البته عابد هم همین فکر رو می کنه ...! بزارید روشن کنم جواد که میدونه رقابت خیلی سخته از یه طرف هم میدونه ....نه یعنی فکر می کنه رای کردها ماله عابد جوونه و ائتلاف یعنی .....! عابد هم که میدوونه پارتی جواد کلفته و برو بچ فامیل رای بهش میدن ... بنابرین ..... درود بر ائتلاف

آقای فتاحی :هر ائتلاف غیر خودی باعث افت رای خواهد بود ...!!!! ( از لحاظ جامعه شناسی میگم که مطمئنم آقای جهانگیر زاده می دونن من چی میگم . نه سوء گیری های نژادی ).  

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 21:41 |
    ماجرای مهاجرت کردها از آمریکا به ارومیه

* درود بر خانم بی نظیر بوتو که جوونشو به خاطر آزادی فدا کرد ... ( بعضی ها حاضرن به خاطره اهدافشون ۱۰۰ تومن رو هم فدا کنن ....!!!! 

* درود بر آقای حضرت پور که با منطق شان حرکت دو هفته نامه هاوار و الدوز کبیر را محکوم کرده و از آنها خواسته که دیگه از این غلط ها نکنن . البته بعد از اینکه آبها از آسیاب افتاد .

* درود بر http://www.osolgara.blogfa.com/ که باز به پناهندگی و مهاجر بودن اقلیت ۵ -۶ نفری اکراد تاکید کرد کم کم دیگه داشت یادمون می رفت ....! البته به آقای عباس پور هم توهین کردید ...؟! "تغییر مشی عباسپور و نزدیکی او به حامیان سیاسی مالی گروه های تروریستی کرد بسیار تعجب بر انگیز بوده و نشان از آن دارد که افراد چند چهره به خاطر قدرت سیاسی حاضر به فدا کردن شرف ملی خود هستند."  نه نه این درست نیست اتفاقا خیلی خوبه داره  سر اونها رو شیره می ماله . چه مشکلی هست اگه با درایت رای حامیان تروریست رو گرفت .باید به خاطره این کار به آقای عباسپور جایزه هم بدید ...!

* درود بر آقای سطوت که یاد دادن جلسه بگذاریم .

* درود بر آقای پورحیدر که تیمش اینقدر فقیر هست که مهشید خانم ترور بوتو رو فقط با اس.ام.اس اطلاع میده . البته به خاطر اشک هایش برای بوتو خوشحالم ...

* درود بر خانم شیرزاد

* در آخر اندی تا اندکی به قضیه ی پناهندگی و مهاجر بودن " اکراد " پرداخته کنیم اون روز یه جا بودم که طرف می گفت دیوار چین رو ما درست کردیم ....؟!  بعضی جاها هم دیگه خیلی نامردی میشه ... مثلا طرفی که جد اندر جد چینی هست ( از فامیل های درجه یک بروسلی ) ۱۰۰۰ سال پیش هم به ژاپن رفته ... یعنی الان ژاپنی شده  . گیر بهش دادن تو از اقوام ما هستی بیا خیابان "شورا" رو به اسمت  کنیم . به اکراد هم می گن شما مهاجرید و از دول دیگه اومدید .... احتمالا کردها از آمریکا اومده باشن ..... حالا چه جوری شد کردها از آمریکا اومدن ..... ؟! کردها و سرخ پوستها جد اندر جد با هم مشکل داشتن ( سرخپوستها از فامیل های دور ژاپنی ها که باز یه جورایی با ملت فامیل میشن ) تا اینکه یه روز کردها رو غافل گیر کردن  یعنی سرخ پوست ها با یه اسب چوبی وارد قلعه آنها شدن  و... بعدش چون که شکست خورده بودن فرار کردن . سال ها گذشت تا اینکه مارکو پولو آمریکا رو کشف کرد ...! همون جا بود که مارکو با سرخ پوستها جنگ کرد ...! تا اینکه یک روز برای مارکو پلو و شرکاء غذای نموند ... داشتن از گوشنگی می مردن که رئیس عشایر کردها رسید و خلاصه به مارکو پناه داد ... اون موقع  " پژاک " داشت با سرخ پوست ها جنگ می کرد تا این که مارکو پولو به پاس قدر دانی از اکراد پیشنهاد کرد با کشتی تایتانیک به یک نقطه ی دیگه از جهان برن ...؟! ( تایتانیک بعد از رساندن کردها به ...... در سفر دومش بود که ماجرای " رز " و  "جک " اتفاق افتاد ) اما کجا ...؟! هند ...؟ ژاپن ...؟ مصر ...؟ انتخاب دشوار بود ...! تا اینکه مارکو پولو بالاخره از جک خواست که لوبیا هاشو بکار و به بلندای اوون بره تا ببینه که کجا از همه بهتر ه ... ! خلاصه جک که از لوبیا بالا رفت و دیگه نیومد مثل اینکه غوله جک رو گرفته بود تا اینکه حوصله ی کردها سر رفت و سوار تایتانیک شدن .... اتفاقا در راه "ژان وار ژان" با آنها  هم سفر بود و از بدبختیهاش تعریف می کرد ... تا اینکه .... این داستان ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 17:4 |
  

قبول اصلاحات یعنی قبول مفاهیم یک جامعه دمکراتیک ، یعنی برابری و عدالت سیاسی برای فرد و جمع و اقلیتها . اصلاح طلبی که خود این مفاهیم را درک نکرده و نمی تواند بیان کند و صرف جانبداری از اشخاص مشهور و جریانات مطرح نمی تواند اصلاح طلب باشد . " باید در عمل اصلاح طلب نشان داد و در تئوری آنرا فهمید "

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 18:41 |
من اصلاحات رو قبول دارم ولی اصلاح طلبان رو نه ...! اصلاحات از کی تا به حال بی صاحب شده که آدمهایی مثل پورحیدر و شهره شیرزاد خودشون رو صاحب اصلاحات معرفی میکنن ..... از  شما می پرسم آقای پورحیدر و خانم شیرزاد شما از اصلاحات چی می دونید !!! شما هیچی از اصلاحات نمی دونید شما گرگید در لباس میش ... شما دارید با اسم اصلاحات به خودتون هویت می دید .....!  من خدمت آقای خاتمی ارادت دارم و لی پور حیدر تو .... کسی تو رو نمی شناسه و البته شرکا تو پس بهتر یه هویت دیگه به خودتون بدید ...!!! همه خواهان اصلاحات و دمکراسی هستند و لی شما از اسم اصلاحات دارید سوء استفاده می کنید ...؟؟؟!!!!

پورحیدر ...!

از بر مستانه شدن در پی میخانه روی             بی می میخانه شدم عاشق و دلدار منم .

 

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 19:18 |
 

درود بر اصلاحات که اینجوری جلسه می زارن اینا منچستر یونایتد رو هم له می کنن .

 تیمو داری اصول گرایان ........!!!!! شما ها هم یه جلسه بزارین به نتیجه برسید بابا شما نمی دوونید که به نتیجه رسیدن چه حالی داره ...!!!   

پورحیدر لباساتون چرا یه دست نیست فیفا جریمتون می کنه ...ها . تیمتونم جوون ولی .... با میانگین ۲۷ سال و چند ماه و خرده ایی روز ... جای عکس های اصولگرها خالی ..!!! ناصر خان به افق های دور نگاه می کنه که با پورحیدر داره توو تهران ساطانی می خوره . آقای دکتر اسم حسینی داره میگه ناصر ناصر سلطانی رو بی خیال دوربین رو نگاه کن . خانم دکتر میگه سعید چرا عکس منو رنگی نزدی ؟!!!! به به خانم شیرزاد " حمورابی کبیر " پورحیدر این اینجا چیکار می کنه ؟!..خانم شیرزاد داره میگه فلانی اگه دستم بهت برسه خفت میکنم . دکتر حسنی رفتن تو فکر که چه جوری ..... من با حسام کاری ندارم قیافش خیلی خفنه ...ولی خب فکر کنم داره با دکتر حسنی تله پاتی میکنه ...! مستر مصطفی هم داره با عکسش حال میکنه ..! لورد بزرگ خان خان ها ناپلئون کبیر هم تو تمرین ریلکسیشنه ... پورحیدر جوون من اوون عکستو عوض کن ... میگن کاپیتانی ...؟! راستی مربیتو کیه ؟!

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 17:56 |
دیالوگ یعنی گفتگو و اووون هم یعنی به جایی که بکوبیم تو سر و کله ی هم بیایم دو کلمه حرف حسابی با هم بزنیم که آقا اصلا مشکل چیه ؟! البته دوستان سعی کنید گفتگویتان تبدیل به " گفتگول " نشود که بعضی ها بد جور شیره می مالن ...! و اما مسئله مهم اینه که گفتگو فقط با کسیی به درد می خوره که خودشون اهل گفتگو باشن . مثلا اینجوری نباشه که تا به پورحیدر میگی بالا چشمت ابروست زود تو ویلاگش می نویسه که آقا با لندکروز می خواستن منو زیر بگیرن ...!!!!! همینه دیگه وقتی پای ماشین گرون قیمتی مثل لندکروز به وسط میاد دیگه گفتگول و گفتمان کیلو چند ...؟؟؟!!! 

جای پینوکیو و پدر ژپتو تو ارومیه خالی که بیاید ببینید چه خبره ...؟! این اصولگراین و اصلاح طلبان دارن چیکار می کنن ...؟! خدا میدونه ..!؟ بابا به جای دعوا بیاین با هم مشورت کنید حداقل ثواب داره واسه آخرتتون یه توشه ای چیزی اندوزش کردید ....! اگر هم با هم قهر هستید من می شم واسط تا یه تیم خوب بفرستیم لیگ .... ولی نه ..... !!شما نمی خوایید سر به تن من باشه چه برسه خودتون ...؟!

شیطونه میگه برو کاندید شو رای اول بیار این برج میلاد رو بیار تو ارومیه ملت واسه خودش حال کنه ولی افسوس پیش کسوتی گفتن و ......

او راستی برو بچ کاندید شما کجا شام میدین بابا ما رو هم دعوت کنید خیلی وقته نون مفت نخوردیم .  

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 13:29 |
خانم خدیجه منصوری وبلاگتون چرا بی کاره ؟ برو بچ وبلاگاشون رو پر کردن از عجایب . تا کی  به نظر شما  "به نظر بنده در شورا رقابت بايد جاي خود را به سازش همراه با اصول بدهد " سازش کیلو چند زمانه دیگه عوض شده ... من خودم می دوونم که خانم منصوری اهل شعار دادن نیس .... اوون چند خط وبلاگی که نوشتن به خاطر این بود که یا ایها الناس بدانید و آگاه باشید ما هم بلدیم ولی حوصله ی وبلاگ نوشتن نداریم یعنی اصلا وقت ندارن ...... چون داره به جای ۹ نفر کار می کنه .....آهان منظورم اینه که خانم منصوری شما هم یه چیزایی بنویسید که رو آدم هایی چون پورحیدر کم شه .... 

خانم شیرزاد هم که فقط به این و  آن عید رو تبریک میگن .... شما هم بیکار نشید یه چیزایی بنویسید و یا .....  

به خانم منصوری و شیرزاد توصیه میکنم که عکساشون رو عوض کنن ، خیلی دمده شدن . در ضمن حلوا زیاد بخورید . چون پورحیدر واسه شما نقشه زیاد می کشه !!!!!

منتظر اخبار انتخابات باشین و البته مصاحبه های جنجالی با هر کی دلتون بخواد . من که اول میرم سراغ خانم منصوری . در ضمن برو بچ وبلاگ نویس تورو خدا صادق باشید حقایق رو بنویسید  سوء گیری رو خیلی جاها دیدم خصوصا پیش کسایی که خیلی بعید ه . زشته

البته به خاطر توصیه ی خانم شیرزاد ما امروز ۳ نفر رو مورد تحسین خود قرار می دهیم  

۱ - آقای عابد فتاحی ( به خاطر اینکه هیچ وقت خبری از اوون نیس )

۲ - خانم خدیجه منصوری ( به خاطر اینکه همه ی عالم و آدم بهش گیر دادن )

۳ - خانم شهره شیرزاد که به ما یاد دادن تحسین کنیم .

۴ - بله همان طور که  همه می دوونن پورحیدر کبیر ( اووووو ببخشید سعید جوون تو گزینه ی ۴ بودی و تحسین نمی شی . ایشالا بعدا )

 

 

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 13:36 |


وبلاگ نویسان خوش ذوق باکمالات استان بر چند دسته اند .

۱ - پورحیدر و شرکا که مثلا جزء برو بچ های اصلاح طلبند که الا و بلا به سفر پرزدنت خاتمی به تبریز گیر دادن که آمد .... ملت آمد ...آمدنش ههره چه بود .

۲ - برو بچ های اصولگرا که گویا تنورشون داغه داغه و از اتحاد و این چیزا حرف میزنن .

۳ - برو بچ دوکی - مهندس که انواع واژه های بیگانه در مطالبشان می آورن که آقا ما یه چیزی بلدیم . که بر منکرش لعنت . که البته هر یک گرایشات خاصی دارند

۴ - برو بچ سیاسی که در استان یه پستی دارن یه جورایی میگن که ما بیطرفیم ولی زیر کاه یه کارایی میکنن . اکثرا واسه اینکه بگن ما هستیم ملت وبلاگ زدند یا .....

۵ - برو بچ شاعر و مودب و خلاصه هنرمند که از دنیای خودشون میگن ...!

۶ - برو بچ مثلا روشن که بیشتر به فکر آسیب های شهر و از این چیزان ولی خب اونها هم یه گرایشاتی دارن که بعدا می نویسم که چی ؟! چرا ؟! کجا ؟! چه کسی ؟! و چگونه ؟! کی ؟!

۷ - گروه هفتم شامل گروه ما هستند که انده مرام هستند اصلا به کسی توهین نمی کنن البته قضیه ی پورحیدر یه چیزه دیگه است که بعدا مفصل میگم . آهان این گروه اصلا به جایی یا کسی وابسته نیس و آقا نه شرقی نه غربی .

تذکر مهم : الف )وبلاگهایی که این وبلاگ رو در گروه دوستان قرار دهند ۵ امتیاز میگیرند که از طوفان وحشتناک افشای حقایق نسبت به دیگران بهرمند باشند . ب ) آن دسته از وبلاگ ها که تعریفات خودشان را نسبت این وبلاگ کرده باشند ۱۵ امتیاز . ج ) وبلاگهایی که علیه این وبلاگ خدایی ناکرده مطلبی نوشت دو حالت دارد ۱ - ۲۰ امتیاز منفی ۲ - ۲۰ امتیاز مثبت که چگونگی آن به خودمان بستگی دارد .

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 21:49 |
با اجازه ی بزرگترها

همه وبلاگ نویسان عزیز استان از مهندسا گرفته تا دکترا از پورحیدر گرفته تا حضرت پور از منصوری گرفته تا شیرزاد و خلاصه همه بروبچ استان به گوش باشید و به یاد آورید آنچه را که می نوسید که از این پس ریز ریز به اطلاع مردم خواهیم رساند که شما منظورتون چی هست و دارید چیکار می کنید

راستی ها، چپی ها، اصولگراها  ،اصلاح طلبها ، خانم ها و آقایان، نامزدهایی که دارید پول خرج می کنید ، انتخاباتی ها برو بچ های فعال ، دانشجو ها و فعالین حقوق بشر و این چیزا آهای خانه دار و بچه دار وبلاگیه تموم شد پورحیدر خودشو کشت . شما هم به گوش باشید .

ولی خودمونیم این پورحیدر توو انتخابات حسابی پول به جیب می زنه .!!!!! غیبت نشه ها داریم از حسنات پورحیدر جوون میگیم . به قیافه ی پورحیدر نگاه نکنید خیلی جدیه ...! سعید تا حالا ۳ بار کارتون شرک رو نگاه کرده ...! خلاصه بگم که پورحیدر شده شورای نگهبان ملت .... یعنی از قیافت بدش اومد بدبخت شدی ....!

ابر و باد و مه و خورشید و فلک ، پورحیدر          همه در کارند تا جملگی خسته و بیمار شویم

خار شویم غصه شویم تا به ابد مات شویم        خار تویی غصه تویی تا به ابد مات تویی ....!

بیل بزن جار مکن آن قلمک خار شود ....!            ماست بخور چون که فشارت یهویی هار شود

ای تو سعید جار نکن پیر منم خام تویی               در پی افسانه شاهانه ی ما جار نکن .....!

ای پسرک حیله و افسانه دگر قصه شدن            قصه ی تو کهنه شده ، راه به بیگانه ببر ...!

آنکه بر این تربت مستانه زند سجده منم            سجده ی تو بهر چه هست عاشق و دلدار منم .

بار الهی چه کنم بنده ی تو جار زند ...!؟             جار مزن ، خار مکن ، تیمتو بر دار و برو ....!

توضیح اینکه : تکرار کلمات جار و خار از اختیارات شاعری می باشد و فقط به خاطر اینکه شما به عمق فاجعه پی ببرید آورده شده اند و هیچگونه ارزش قانونی دیگری را ندارد .

 

 

راست میگه من خودم

شاهدم        

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 17:59 |