یوسف زیر فشار 9 برادر داشت دیوانه می شد کار به جایی رسید که یوسف سر به بیابان زد . یوسف وقتی از سر به بیابان زدن نتیجه ای نگرفت راه خانه را پیش گرفت . اتفاقا سر راه کیسه ای دید که نظرش را جلب کرد غافل از اینکه در آن کیسه 100 میلیون یورو است . بله یوسف به همین سادگی پولدار شد. خبر پولدار شدن یوسف مثل همه ی خبر های دیگر سراسر منطقه را گرفت .
تمام بزرگ خاندان ها برای کپی لوسی و چاپلوسی نامه های محبت آمیز برای یوسف فرستادن و همان شب اول پول داری ، یوسف را به یک ضیافت بزرگ دعوت کردند . در این میان خان خان ها به یوسف پیشنهاد داد که زلیخا را طلاق دهد و دامادی او را بپذیرد. کدخدا هم به مناسبت پول داری یوسف یک ماه تعطیل عمومی اعلام کرد.
انجمن های خیریه هم با اتوبوس و پای پیاده به حضور یوسف رسیدند تا کمی در
آن پول سیل آورده سهیم باشند . حتی قضیه ی پول داری یوسف جهانی شد . طوری که سرما خوردگی امروز صبح یوسف، قیمت نفت و طلا را کاهش داد .و شرکت ها ی هویندا ، فورد، مرسدس بنز و تویوتا همگی برای سرمایه گذاری یوسف در آن شرکت ها اعلام آمادگی کردند .
گذر از اتفاقات جهانی به ده باز گردیم و ببینیم اینجا چه خبر هست .؟!
زلیخا در انواع کلاس های زبان ، خوشنویسی ، گیتار ،3 تار ، 2تار ، بی تار، غواصی ،یوگا و خلاصه .......... ثبت نام کرده تا متمدن شود. و لیستی از لوازم آرایشی و پیرایشی تهیه کرده که یوسف باید تا نیم ساعت دیگر آماده کند. در لیست زلیخا می خوانیم " من می خوام دماغم عمل شه . با یه کم جراحی پلاستیک . لنز چشم 10 رنگ ، نرم کننده ، گرم کننده ، سرد کننده ، خوشکل کننده ، لاغر کننده ، تقویت کننده ی مژه و ابرو ، گردنبند ، زانو بند ، هد بند ، ضربه گیر ، جلیقه ی ضد گلوله ، کفش هاکی روی چمن ، و خلاصه هم خانواده ی همچین وسایلی ... " .
مادر یوسف هم نصف پول ها را می خواهد . وگرنه ..! داستان بچه گی اش را به رسانه های خارجی خواهد گفت.پدر یوسف 80٪ پول ها را می خواهد . و گرنه...! به پدر زن یوسف خواهد گفت که 8 کیلو شمش طلا تقلبی بوده است.
پدر زن یوسف با تهدید یوسف به قتل همه ی زمینهای منطقه را می خواهد .
اکبر از یوسف خواسته تا همه ی اسب های عربی را برای او بخرد . و گرنه ..! او را تا آخر عمر به چاه خواهد انداخت .
8 برادر دیگر از یوسف خواسته اند که باشگاه منچستر یونایتد را برای آنها خریداری کند و گرنه..! تو رو خدا بخر ......
دزد ها همسایه ی یوسف را دزدیده اند . و 100 میلیون پول می خواهند .
بن لادن هم برای یوسف یک فاکس فرستاده و از او می خواهد در طرح بعدی ، با او همکاری کند و گرنه...! سرش را از تنش جدا می کند .
البته یوسف بدبخت با این همه تهدید ، در چاه بودن را به پول داری ترجیح داد و بعد از آتش زدن پول ها ، خاکستر آن را به عمیق ترین چاه روستا انداخت .
بعد از این کار یوسف ، اکبر از فرط ناراحتی چنان کله ای به سینه ی اسب ایتالیایی همسایه زد که اسب بیچاره در دم جان داد . البته باید منتظر جریمه ، و محرومیت های شدیدی از طرف فیفا برای اکبر باشیم . کدخدا هم فرمان یک ماه کتک زدن عمومی به یوسف را صادر کرده ا ست بن لادن هم برای اینکه یوسف چشم داشتی به ثروت دنیا ندارد می خواهد یک نشان لیاقت برای یوسف فاکس کند .
+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت
10:28 |