تبليغاتX
Ayhan Urmiye

اما خوشه بود خوشه های قدیمی ماشاء الله آنقدر درش گندم بود که شکم همه رو سیر می کرد اما خشکسالیهای پی در پی امان از خوشه ها برید تا اینکه اکنون گندم ما شبیه جو شده آن هم از نوع کوتوله ....! برای همین خواستن به ما  خوشه بدن تا جبران مافات شود . چه و چطور و چگونه پیشکش شما خواستیم بحث باز شود که برای شما از خوشه جمع کنان بگویم .! این ورا هم که نون پیدا نمیشه برای همین نزدیک ۵۰ نفر از اهالی خود روستای من " بچه جیک " از تهران و یزد و بندر عباس گرفته تا نا کجا آباد تشریف برده اند برای کارگری بر روی ساختمان تا نانی به ذلت به کف آرند و به  بدبختی بخورند . البته که اینطور بهتره حداقل کشته نمی شن بالاخره باید یه چیزی بخورند چرا که کارگری در ۱۵۰۰ کیلومتر دور از خانه و افتادن از ۸ طبقه به پایین بهتر از کشته شدن بی ایست برای قاچاق هست نه ...؟! بله که مرد باید کار کرد و برو کار کن نگو چیست کار در بندر عباس اما من به فکر بچه هاشونم که مهر پدر بر سرشون نیست و فردا دکتر مهندس می شن ...! که اندر میان این ۵۰ نفر راحت ۳۰ تای آن ۱۶ سال سن دارند و این آمار سنی کارگران روستا را پایین می آورد البته درسته که ۳۰ تا ترک تحصیل داشتیم آن هم در قرن ۲۱ ولی برو کار کن مگو چیست درس ...؟! با این ارقام خوش به حال تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه و رشد سرمایه گذاری در منطقه و نرخ مرگ ومیر و نهضت سواد آموزی ...!  اما این چیزا مهم نمی شن وقتی چند تا چندتا دارن توی روستای گنبد آدم می کشن البته به دست خودشون به هر حال باید عوض خون ریخته شده فرزندشان رو در بیارن وگرنه مردم فکر می کنن خیلی بی غیرت اند ...! بنابراین خوشه کیلو چند ؟ صبح سوار یه تاکسی شدم دیدم یه چوب به قطر ۱۰ سانت زیر صندلی شه گفتم اینو برا چی گذاشتی ؟ گفت برای تصادف گذاشتم اگه یکی بهم زد اونو بزنم و اگه افسر جریمه نوشت اونو بزنم خلاصه خوش به حال صاف کارا ...!

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 12:27 |
 *هرگونه کپی از این عکسها با ذکر منبع بلامانع می باشد

 

 

روستای بچه جیک

روستای بچه جیک

کشاورزی در روستای بچه جیک

یک دختر زیبا از ارومیه

زمستان روستای بچه جیک

جاده بچه جیک به طرف قصریک

نمایی زیبا از کوه شیخ بایزید - صومای

نمایی از شهر ارومیه

نمایی از شهر ارومیه

ماشین دستفروش - ارومیه

فلکه مدرس - ارومیه

فلکه مدرس - ارومیه

نمایی بسیار زیبا از بلوار باهنر - ارومیه

نمایی از تفرجگاه مارمیشو - ترگور

نمایی زیبا از کوه شیخ بایزید - صومای

نمایی از طبیعت زیبای کردستان - مرگور

نمایی از سد بند - ارومیه

طیبعت زیبای کردستان - مرگور

طبیعت زیبای کردستان - مرگور

نمایی زیبا از سد بند - ارومیه

طبیعت زیبای کردستان - مرگور

طبیعت زیبای کردستان - مرگور

طبیعت زیبای کردستان - مرگور

این هم کوکاکولا در آب سرد طبیعت مرگور

خرمن - روستای بچه جیک

صف گوسفند ها - روستای بچه جیک

نمایی از یک پارک - ارومیه

نمایی بسیار زیبا از غروب خورشید - صومای

جمع آوری محصول روستای بچه جیک - صومای

تنظیم طناب بارکش - صومای

خرمن کشان روستای بچه جیک - صومای

تصویری بسیار زیبا از خرمن کوبان و رنگین کمان - صومای

خرمن در غروب خورشید - صومای

کشاورز در پرواز کاه - صومای

عصرانه در زیر رنگین کمان - صومای

هیجان کشاورز - صومای

روستای بچه جیک - صومای

طبیعت روستای بچه جیک - صومای

طبیعت روستای بچه جیک - صومای

کوهستان روستای بچه جیک - صومای

کوهستان روستای بچه جیک - صومای

غروب زیبا و نمای دور کوه کودول - صومای برادوست

گذر هواپیما از رو صومای - برادوست

دختر زیبا در میرآباد ارومیه - 13 بدر

روستای گلانیک - انزل

پخت نان - روستای گلانیک

بچه های روستای گلانیک - انزل

شکستن گردو توسط بچه - گلانیک انزل

شستن پشم - روستای شرکان - انزل

 *هرگونه کپی از این عکسها با ذکر منبع بلامانع می باشد

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در شنبه دهم بهمن 1388 و ساعت 14:2 |

"این دختر ۲۳ ساله اهل روستای بالوی ارومیه بود که توسط ف . اهل روستای حاجی بایرام منطقه انزل در اواخر آبان ماه امسال فراری برده شده بود . دختر مظلوم اول فکر می کرده که به خانه بخت خواهد رفت غافل از اینکه همه ی این نقشه بوده ...! خیلی ها می گفتند که این دختر کمی سوختگی روی صورت داشته و وقتی ف . متوجه شده از کرده خود پشیمان شده و تصمیم به کشتنش را می گیرد . به هر ترتیب ف . به همراه ۴ نفر این دختر را به ساختمان باغی که در جاده ارومیه - سلماس مابین روستای گلانیک و کوره می برند و به مدت یک هفته در آنجا نگه می دارند و فجیعانه به دخترک تجاوز می کنند و بعد او را در ارتفاعات کوهستان منطقه به پایین پرت می کنند ولی دختر همچنان زنده می ماند بعد او را با ضربه چاقو که از پهلو می زنند می کشند و شبانه با لاستیک و بنزین او را آتش می زنند و او را آنجا رها می کنند . بعد از دو روز چوپانی جسد او را پیدا می کند و باقی ماجرا . اما در پس این ماجرا گویا اختلافات خانوادگی مطرح است و این دختر آخرین طعمه اش ...!

  مردم ارومیه به شدت از این واقعه خشمگین و ناراحت شدند چرا که این دختر بی پدر مانده که در کارخانه آبلیمو سازی کار می کرد تا نان سفره مادرش را تامین کند فقط عاشق شده بود و مزدش را اینگونه ناجوانمردانه گرفت . "

 ****** به دلیل زننده بودن تصویر آن را از این پست حذف کردم . ******

به هر حال خیریه حنیف هم زحمت می کشه و بعد از ماه مبارک رمضان در مسجد قدس اسلام آباد مرغ پخش کرده بود که مردم فقیر حداقل یه شب گوشت مرغ بخورن ولی گویا طلاب مسجد که نمی خواستن مردم به زحمت بیوفتن و مرغ بخورن حسابی از خجالت حنیف و مردم در اومدن البته یکی از ماموستاهای خیلی مشهور هم گویا خوردن  ۸ عدد مرغ چاق رو به عهده گرفته بودن ولی خب اشکال نداره اصلا توی این زمونه کی مرغ میخوره به قول زن داییم مرغهای گندیده و پوسیده ؟!!!! بعد همین جوری اوضاع قاچاق بد و گازوئیل برو نیست و ماشین های آبی رنگ توی صف اند

  

 توی این گیرو گدار بدبختانه ۲ روز پیش ۲ جوان که برادر بودن و حدود ۲۰ سال سن داشتن در منطقه مرگور وقتی که داشتن از مرز رد می شدن  "برای کاسبی "  توی سرما می مونن و متاسفانه کشته می شن به هر حال سرنوشت ملت یه جوری باید رقم بخوره یکی با گوشت مرغ و دیگری با سرما ...؟!

اما تلخ ترین حادثه این روزها قتل فجیع دختری از بالو بود که همه رو شوکه کرد این دختر که توسط پسری که ظاهرا دوستش داشته فراری داده میشه و به دلایل نا معلوم آنطور که بحث می کنن چند نفر به این دختر مظلوم تجاوز می کنن و بعد به شکل فجیعی آتیش می زنن تا جسدش از بین بره بعد از چند روز چوپانی این جسد رو پیدا می کنه و ... الان قاتل دستگیر شده و اعتراف کرده  که کار او بوده است .

قبلا از درج این تصویر در وبلاگ متاسف ام  . فقط خواستم که مردم مظلومیت این دختر رو ببینن .

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در شنبه سوم بهمن 1388 و ساعت 19:3 |

به سلامتی عروسی ها برای ۴۰ روز تعطیل شد تا حداقل مردم نفس راحتی بکشند آخه بعد از عید فطر تا حالا دار و ندارشون رو به باد دادند . به هر حال هر چیزی اندازاش خوبه ولی ملت گویا شور شورش را در آورده اما چطور می شود که ۲۰۰۰ نفر برای یک عروسی جمع می شود ....!

۱ - خانواده های نزدیک شامل خواهر - برادر ، عمو - عمه ، خالو - خاله

۲ - خانواده های کمی نزدیک پس مام - دومام + قشون همراه

۳ - خانواده های دور آنهایی که شیر مادر بزرگ داماد را خورده اند + دایی دایی ها  ، خزم خزم ها + قشون

۴ - همسایها : شامل همسایگان روستایی و شهری { فرض بر این است که داماد در شهر زندگی کند } منظورم از همسایه های روستایی تمام اهل روستا و همسایهای شهر ی ۵ شهرک مختلف است {مستاجره آقا } . + همسایه های ترک زبان

۵ - مهمان های خارج از عرف ، استان و شهر های دیگر + مهمان های ترکیه و عراق

۶ - نانوا ، بقال ، کفاش ، نقاش ، دکتر ، معلم ، جوشکار ، صافکار ، دستفروش و .....  محل + قشون

۷ - آقای محمد چودار قدیم خانه اش در سلماس است + قشون { آدرسش را از چودارهای میدان بپرسید می گویند آخه همیشه گوساله های ما را می خرید } .

۸ - آقای سنجابی اهل شپیران است یادش بخیر ه ایشان گازوئیل می فروختیم + قشون و همکاران

۹ - آقای مولود که تاکسی دارد آخه همیشه اون برای ما سرویس میاد + همکاران

۱۰ - آن پدر سوخته اسمش یادم رفته بروید پیداش کنید منم عروسی پسرش رفته باید اون ۱۰ هزارمو پس بگیرم آهان از روستایی هاش اسمش رو بپرسید کمی سرش طاس است پیداش می کنید .

۱۱ - آقای صالح صاحب خرمن کوب که پارسال خرمن ما را کوبید .

۱۲ - آقای دیار به دیار که پارسال آمده بود خانه برای مصاحبه + رئیس شبکه ۵

۱۳ - ماموستا ... البته نمی آید خب شاید پولشو بفرسته !

۱۴ - دوست پسر عموی داماد آره آره همون که باهاش هم خدمتی بود .

۱۵ - آقای شمس الدین اهل گنگچین که پارسال ازش" ده بار " علوفه خریدیم با خانواده محترم .

۱۶ - کاک طاهر عطر فروش اهل پیرانشهر با خانواده محترم .

۱۷ - شریفه خانم خیاط ، به همراه خانواده

۱۸ - ماده ۱۸ شامل دعوت از فامیل های نزدیک و کمی نزدیک که آنها هم لیست خود را ارائه دهند

تبصره : این اساس دعوتنامه فقط برای خانواده های معمولی می باشد زیرا عروسی پسر آقای خان بیش از ۲۰ هزار دعوتی دارد که کمترین دعوتی منهای اینها { منظور ۱۸ مورد } کارمند درجه ۳ قراردادی شاغل در بایگانی استانداری است .

اما طریقه شاباش ها هم به این صورت که : برای سلامتی پدر و مادر ، برادر و خواهر + شاباش به سلامتی آقا و یا خانم فلان که مثلا الان در سوئد زندگی می کنند + فامیل زندانی البته همه این شاباش ها مذین هستند به سلامتی آقا و خان طایفه و بیشتر ..

یه دوست داریم توی بیمارستان امام کار می کنه روزی ۴۰ تا تلفن می کنند که الو هزینه ی بیمار ما ۳ میلیون شده با رئیس حرف بزن ۵۰۰ هزارش کن ، پاشو بیا بیمارستان طالقانی اینجا داریم مریض بستری می کنیم ، از قیافه ی رئیس بیمارستان خوشمان نمیاد عوضش کن و ............

   خلاصه همه اینا رو گفتیم که بگیم حساب کنید مثلا ۱۰ هزار خانوار بر فرض مثال ماهی یه طور میانگین ۳ عروسی دعوت باشن و هر عروسی به طور میانگین ۲۰ هزار فقط خرج کنند ماهی ۶۰ هزار می شود ضرب و تقسیمش بمونه برا شما اصل کلام اینه که رویمان به دیوار اگر عروسی خودمان شد برای همه شما خوانندگان این وبلاگ هم کارت با خانواده + قشون خواهیم فرستاد  ...!

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در سه شنبه یکم دی 1388 و ساعت 12:57 |

به نقل از نشریه کتابخانه مسجد نور ارومیه   

" نقشه سوء قصد به جان سخی دل

        شنبه ساعت ۱۰ شب ۲۵ مهر ۸۸ شخصی به قصد ترور مهندس آزاد سخی دل جلوی در منزل شخصی وی حاضر شد و نقشه ی از پیش تعیین شده ی ترور او را برملا کرد . این شخص اعتراف کرد که فردی با پیشنهاد ۳۰۰ هزار تومان او را اجیر کرده که با چاقو به مهندس سخی دل و فرزند ۱۳ ساله اش ضربه بزند اما پس از تحقیق متوجه شده که اتهامات وارده به سخی دل بی پایه و اساس بوده است و بر اثر عذاب وجدان حاضر به معرفی کسی یا کسانی شده است که با وعده ی پول او را به این کار تشویق کرده اند . "

این عین مطلبی است که در نشریه آوات اسلام خوندم .....! خواستم سپاسی خدمت نشریه آوات عرض کنم که این توطئه ترور را رو کردند تا ملت بدونن اینجا ها هم ترور اتفاق می افته...؟! اون هم از نوع ۳۰۰ هزار تومانی ؟! هر چی خواستم اسم ترور رو روی این مسئله بزارم برام سخت اومد من خودم فکر کنم که می خواستن با مهندس شوخی کنن ولی خب دیده مهندس جدی گرفته خودش هم حسابی افتاده توی دردسر ؟! من جای مهندس بودم ۳۰۰ هزار رو ۵۰ میلیون می گفتم که حداقل مردم حساب ببرند ؟! آخه با ۳۰۰ هزار کی حاضر میشه آدم بکشه اون هم از نوع مهندس ! اگه متن بالا رو خوب خونده باشین می بینین که تروریست هنوز پولی نگرفته آن هم ۳۰۰ هزار ! حالا گذر از این چیزا می رسیم به شرافت و وجدان آقای تروریست ؟! نمی دونم آقای مهندس ایشون رو توجیه کردن که " اتهامات وارده بی اساس است . " یا آقای تروریست رفته و در مورده طعمه اش تحقیق کرده و نونش رو بریده ! به نظر خودم که ماموستا باباصفری باید به آقای تروریست هم یک سکه می دادند به هر حال گذشتن از ۳۰۰ هزار کلی شجاعت می خواد ....؟! از آن طرف شاید آقای مهندس به آقای تروریست پیشنهاد کردن که ۴۰۰ هزار می دم بگو که توطئه ترور از کجاس ؟! شاید هم زور آقای تروریست به  مهندس نرسیده به هر حال بر چشم بد لعنت مهندس حسابی خوش هیکل هست برای همین داماد آمریکایی ها شده ....! البته ممکنه که تروریست از خیانت به " کس یا کسان " هم دچار عذاب وجدان بشه و کار ناتمومش رو به انجام برسونه ؟!

به هر حال پیشنهاد می کنم آوات شماره ی بعدی رو یا با مهندس مصاحبه که تا اطلاعات بیشتری از ترور بگه یا با آقای تروریست مصاحبه کنه تا مردم بدونن این فیلم کلید اسرار رو واسه همین اتفاقا ساختن .

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 21:54 |

چند روز پیش چند نفر از اهالی روستای دله در و نورالدین آباد واقع در منطقه انزل شهرستان ارومیه یه کم با هم درگیری داشتند ...! که در نتیجه چند سرو دست شکسته و همگی حسابی از کار و کاسبی افتادند . البته این دعوا تنها دعوای دو روستا نبود بلکه تبدیل به دعوای دو طایفه مامدی و پاچیک شد ....! همین که این نزاع با چند سر و دست شکسته تمام شده باید شکر گذار بود . اما جامعه شناسان دلایل متفاوتی برای شروع و ادامه یافتن این دعوا آورده اند . ۱ - ۳ عدد از بزهای چابک نوردالدین آبادی ها وارد خاک دله دری ها شده بودند و  به این ترتیب به حریم زمینی ملت تجاوز شده .( اینکه بزها گاو بودند ونفهیمدن و وارد حریم شده اند دلیل نمی شود که بشوند ) . ۲ - به هنگام تجاوز ۳ راس بز کوچک چوپانان دله دری با کوچک چوپانان نورالدین آبادی ها درگیری لفظی پیدا می کنند . ۳ -  یک نفر از دله دری ها با یک نورالدین آبادی ها سر تصاحب زاپاس یک عدد سایپای مفلوک که قاچاق گازوئیل می کرده و اتفاقا آنجا جا مانده نزاع می کنند . ۴ - چندین سال پیش احتمالا سر توانایی سگ هایشان چوپانان دو ده با هم نزاع داشته اند ؟! و البته .... بنابراین همه اینها دست به دست هم می دهند تا آقای فلانی در کهریز جلوی آقای فلانی را بگیرد و حسابی گوش مالی اش  دهد ؟! نورالدین آبادی ها هم که عشق دعوا درارند به زودی جلسه تشکیل می دهند و حسابی جوان تیز پا جمع می کنند دله دری ها و به خصوص فلانی هم خیال می کند همه چیز تمام شده .... ! خلاصه روز بعدی که ایشان راهی ارومیه بود تا کارها مربوط به ساخت خانه اش را ادامه دهد مورد تعقیب قرار می گیرد ایشان ناخواسته از دو کمین نیروهای دشمن در کهریز و کارخانه قند ( نوشین شهر ) رد می شود . بنابراین دشمن چاره ای می اندیشد و با یک شماره ناشناس به ایشان زنگ می زنند و می گویند بابا کجایی دنبالت می گردیم همه بار مان مانده بیا و با ماشینت آن ورش ببر ایشان هم می فرمایند که فلان جا مشغول ساخت خانه ام هستم و چنان آدرسی می دهد که در نوع خودش تاریخی خلاصه ۸ نفر با انواع سلاح سرد وارد آن خانه می شوند و حسابی فلانی را کتک می زنند و البته کس دیگری هم آنجا کتک می خورد . در نتیجه مامدی ها به دلیل کم بودن سر شکسته می دهند و فقط توانستند یک دست بشکانند .....! احتمالا تا حالا رضایت هم داده باشند ولی گویا این واقعه مثل جنبش سبز ایران همچنان ادامه دارد چون چند شب پیش در جشن عروسی یکی از اهالی نوشین شهر مامدی ها شاباش می دادند : بار الهی تا هستی هست مامدی ها هم هست باشند و به سلامتی مامدی های زمین و آسمان . پاچیک ها هم شاباش می دادند : خداوندا ریشه پاچیک را پایدار بفرما و از شر دشمنان محفوظ بدار ...   

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 11:40 |

عده اي از امام جمعه هاي اهل تسنن اروميه چند وقت پيش به همراه صاحب تالارها برگذاري مراسم عروسي را در روز ممنوع جمعه كرده بودند تا خدشه اي به نماز اين روز وارد نشه .! البته اولش محافظه كاران اين كار رو معجزه دونستن و بسيار راضي بودند از آن طرف به نظر مي رسيد اين تصميم براي خيلي ها جالب نيومده و عقيده ندارند كه با تعطيلي روز جمعه تعداد نماز گذاران افزايش پيدا كنه . خب اينجا ايران است و جمعه ها روز تعطيل است و البته براي مراسمات عروسي هم همچنين ، اينكه اين خوب است و بد است و فلان ، بماند ماجرا اينجاست كه امروز جمعه ما عروسي دعوت بوديم و اتفاقا چنان مردم خودشان را مي كشتند كه نگو ( منظور شه خاني است ) . حالا سوال ما اينه كه اين قضيه چه شد ...؟ ماموستا ها كنار اومدن يا صاحب تالار ها عهد شكستند و يا اينكه مردم نپذيرفتن ؟!!! ولي خب خبر هاي خب هم هميشه هست مثلا وقتي مي بيني كتابخانه مسجد نور يك نشريه اي اون هم به سردبيري خانم حاجي پور منتشرميكنه آدم حسابي به حقوق زن اميدوار ميشه البته اصلا فكر نكنيد مردي پيدا نكردند تا اين كار راو بكنه احتمالا زنان دارن عرصه رو بر آقايان تنگ مي كنند ! اون طرف شهر انجمن فرزانگان مثل هميشه فعال است و هي پشت سر هم نشريه اي به اسم آكام منتشر مي كنند  نصف يا بهتر بگيم نصف بيشتر البته درستتر اينه كه بگي خيلي بيشتر از نصف دقيقا همه نشريه رو يك نفر مي نويسه ؟! البته ايرادي نداره كه يك نفر بنويسه خب حتما ايشون خيلي مي دونن ولي حرف ما اينه كه استعداد هاي زيادي توي اسلام آباد پيدا ميشن حيفه كه تلف شن آخه مسئله اينه كه اسلام آبادي ها فكر مي كنن خيلي روشن فكرن و هر چي فرهنگ و هنره كرديه از اين طرف شهر صادر ميشه ...! براي همينه كه وقتي  "آوات " نشريه ي مسجد نور رو مي بيني فكر مي كني آكامو ديدي ...! خدا ما رو بكشه اگه حسود باشيم مهم اينه كه به حمد الله بچه ها همه فعالن و كار مي كنند .

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در جمعه دهم مهر 1388 و ساعت 20:17 |

و اما قصه چند دقیقه برنامه کردی شبکه ۵ ارومیه که چه گلی می زند به روی فرهنگ و ادب ما ...؟! اولین برنامه به اسم" دیار به دیار " هست که با سفر به روستاهای مختلف برنامه ضبط می کنند . آقای مجری گویا توانایی زیادی در کارشان دارند و با ضرب المثل های کردی همین طور ایجاد خلاقیت می کند ....! نمی دانم هدف چیست اینکه بروند و خراباد و یه سری آدمهای چیز به تصویر بکشند ...؟! موسیقی ما را به مسخره گرفته اند ....! می روند گاو و گوسفند نشان می دهند ...؟! تازه مسابقه هم می گذارند و ما و خودشان را مسخره می کنند آن هم با رانندگی تایر تراکتور ..! نمی گویند جوانان رشید ما را مصدوم کنند .....؟! مثل برنامه کودکان می مانند که " چایی داغه دایی چاقه "  ...! البته شاید تقصیر شما نباشد و به شما می گویند باید اینگونه باشد  ولی در کل شما آبروی فرهنگ و موسیقی کردی را برده اید و بزرگترین خیاینکار به آنید . آن یکی برنامه " دیمه ن " هم که بیشتر خودشان و ملتشان را  مسخره کرده اند و چهره ایی احمق ، نفهم و نادان را از آنها نشان می دهد ...! آیا به راستی این چند دقیقه برنامه هم اگر نبود بهتر نمی شد !

 

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 13:47 |
 

به تعدادی بازیگر کرد زبان جهت تولید نمایش های کودک نیازمندیم ، علاقه

مندان با شماره ۰۹۳۵۵۲۱۷۸۱۱ تماس حاصل فرمایند .

Me hewceyî bi çend aktorên kurd ji bo bi berhem

anîna bernameya zarokan heye. kesên ku dixwezin

hewkariya me bikin ji kerema xwe re bi vê hejmarê

peyvendiyê bigrin . 09355217811

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 21:2 |

چه خیاله خامی مگه از این بچه ها چی در میاد ...؟ مردم بچه هاشون رو توی انواع کلاسهای : برای پسران : تکواندو ، جودو ، کونگ فو ، تابوکسینگ ، بوکسینگ ، خوده بوکس ، با بوکس و بی بوکس .... دختران : ژیمناستیک ، بدن سازی بانوان ، آموزش مکاپ ، اسکیت ، ماهیگیری ، کامپیوتر و خلاصه گیتار و سه تار بی تار و هزار یک عدد تار دیگهمی زارن تا متمدن بشن ...! اما بچه های ما بیچارهها از یک فروردین مشغول روان کردن و تمیز کاری جوب برای ماه اردیبهشت هستند تا بعدا خودشان یونجه ها رو آبیاری کنن ...؟ البته خوب این بهترین تفریح سالم برای تعطیلات سال نو هس ... اما اگه به اردیبهشت برسن که جدیدا ۴ شنبه سوری اونها هم گل کرده کم مونده که خودشون رو هم منفجر کنن .؟! بچه ان بچه های قدیمی که" سه ره ساله بین ساله خوده بهله مالخه ماله تیشته که پوژه ناو دسماله " می کردن و با" هیلومیلک" بازی صفا می کردن ... اما خوب زمونه عوض شده .! بله داشتم میگفتم این یچه ها توی اردیبهشت که باید شدید درس بخوون تا خرداد رو قبول بشن مشغول چوپانی از نوع گاو و گوسفند و بزغاله می شوند بله اصلا درس رو از خود طبیعت یاد می گیرن .........؟ * لازم به ذکر است انواع مختلف چوپانی تا اواخر پاییز ادامه دارد و دیگر شغلها به عنوان شغل دوم و سوم  محسوب می شوند . خرداد ماه بیشتر کتک می خورند چون پدر و مادر فکر می کنند اونا دارن دروغ می گن که امروز امتحان دارن و از زیر چوپانی در می رن خوب البته حق دارن چون نوبت درو کردن علف برای زمستون رسیده و کار بیشتر شده چون هم باید چوپانی کنند و هم" یه خانی "...؟! جواب امتحانا رو معمولا بعد از ۱۵ شهریور می گیرند البته پدر و مادر های باکلاس چون نصف بیشتر اصلا نمی دوونن که بچه شون چندم می خونه حالا این خوبه بعضی ها اصلا اسمشون رو هم نمی دونن که احتمال داره نشان از زاد و ولد بسیار باشه ...! تیر ماه زمان رسیدن جو هست و بهترین " پاله " هم که بچه های کوچیک هستن چون جو هم نرمه هم که " قونجرک " نداره ۱۰ روز ، روزی ۱۲:۳۰ ساعت کارگری با اعماله شاقه . بله یعنی یه چیزی توی مایه های کنوانسیون ژنو ..........! بعد از جو نوبت رسیدن گندم هست حالا اونهایی که خیلی باکلاسن و گندمشون رو با " چقچقه " درو می کنن بچه هاشون کمی راحتن چون فقط " گرزها " رو چمع می کنن و دانه دانه خوشه جمع می کنن که از همین حالا معنی صرفه جویی و قناعت رو بدوون .........! بچه های ۳ ساله هم مستثنی نیستند چون از اونا برای " راتیب " استفاده میشه ...! مرداد و شهریور هم وقت خرمن کوبان هست  و وظیفه کودکان " به ر گیرتین " و انواع کار دیگر هست و تا یک مشت گندم به آنها می دهند تا ببرند مغازه خربزه بخرند چشمشان در می آید .....! حالا این آمارها منهای کودکان هنرمندی است که فرش بافند و البته منهای شهر که مناطق طرزیلو اسلام اباد  و ........ هزاران بچه دارن دست فروشی و واکس زنی و .......... می کنند ...!

بعد انتظار دارن بچه شون دکتر مهندس شه ...! بچه دوچرخه اش کجا بود ....؟! خودمان اگر در بچه گی دوچرخه داشتیم الان دکتر بودیم . اصلا هنوز هم داغ یک بار سور خوردن روی برفها با خیال راحت مونده توی دلمون چون سیلی می خوردیم که کفشهامون پاره نشن ؟!!!!!!!!! 

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 22:18 |

طبق آمار وزارت کشور تنها در دو استان آذربایجان غربی و بلوچستان آقای میرحسین موسوی رای اول را آورد جالبش اینکه در مناطق محروم استان حداقل صومای برادوست و سیلوانا میر حسین موسوی با اختلاف فاحشی از احمدی نژاد جلو بود و رای اول را آورد .

کل آرای صومای برادوست : حدود ۱۲ هزار و اندی / میرحسین موسوی ۱۰۶۸۶ رای / و بقیه تقسیم شده بود بر سه کاندید دیگر  . مثلا روستای گله خر : از کل آرای گرفته شده موسوی منهای یک رای که برای کروبی بود همه آرا را مال خود کرد . در منطقه انزل و روستا های کرد نشین اکثر روستاها ۱۰۰ ٪ رای را به موسوی داده بودند . مثلا روستای دلادر ۱۰۰ ٪ رای گلانیک علیا و سفلا ۱۰۰ ٪ و . .....

کل آرای سیلوانا : حدود  هزار ۱۸ و اندی /   میرحسین موسوی ۱۲۰۰۰ و اندی / احمدی نژاد ۶۰۰۰ / و ....

در منطقه شپیران هم بالای  ۹۰ ٪ آرا برای موسوی به صندوق ها ریخته شده بود .

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 11:46 |
با سپاس از رضا هکر که پسوردم رو داد از این به بعد باز خواهم نوشت و امیدوارم اینبار همه چی بهتر بشه .
+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 21:41 |
چه باید کرد ...؟

  .... روزی در این کشور حاکمانی به نام یا به شکل شاه حکومت می کردند هر چه می خواستند بدون توجه به مردم و با نادیده گرفتن آنان انجام می دادند که تنها راه مقابله با این زورگویی مبارزه بود تا اینکه دنیا تغییر کرد و حاکمان برای دستیابی به حکومت می بایست موافقت همه را داشته باشند و همچنین دانشمندان علوم سیاسی " رای دادن " را کشف کردند و تنها با رای مردم ، حاکم می توانست به حکومت خود ادامه دهد دیگر لزومی نبود برای مبارزه حتما جنگ کرد بلکه با آگاهی و انتخاب درست می توان رای به خوبان داد . کرامت انسانی معیاری شد برای اینکه هر انسانی چه فقیر و چه غنی، چه جاهل و چه عالم تنها حق یک رای داشته باشد و بدین ترتیب عدالت و برابری سیاسی بوجود آمد و ما کردها ملت پاره پاره شده مرزها و پراکندگی ها ، برای فرار از بی عدالتی بازی های جهانی ، راه خویش را یافتیم و فهمیدیم که دنیا تغییر کرده و می توانیم بدون خودکشی و دیگر کشی ، مبارزه مان را به شکل انسانی به نتیجه برسانیم و مسیر ناهموار زندگی را برای کسب آزادی با علم و دانش هموار سازیم ، یاد گرفتیم برای آزاد زندگی کردن و انتخاب عاقلانه لازم است به یک کلمه ، وحدت توجه داشته باشیم که از میان کتابها یافتیم و آن کسب حقوق شهروندی در سه وجه آزادی اجتماعی ، آزادی سیاسی و آزادی مدنی بود و همچنین خیلی چیزهای دیگر از رهگذر ارتباط با دیگر مردم جهان یاد گرفتیم و فهمیدیم به تنهایی چنین کاری از ما ساخته نیست و برای برنده شدن باید با اقوام و احزاب بزرگ شریک شویم .

و این چنین شد که از برابری سیاسی رای دادن به برابری اجتماعی حقوق شهروندی رسیدیم و دانستیم به تغییر نیاز داریم اما نه تغییری که ریشه در بی نظمی و هرج و مرج دارد بلکه تغییری منظم و متعادل و این تغییر و تعادل را در شخصیت آقای مهندس میرحسین موسوی یافتیم و مطمئن هستیم که بعد از این همه بی ثباتی ها و هتک حرمت ها در مدریت ایشان می توا به آرامش رسید .

ستاد مردمی- انتخاباتی مناطق کردنشین

                                                                                ارومیه

 

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 12:1 |

کانال تلوزیونی کرد ۱ مدتی است که شروع به اکران کرده است و آنگونه هم که انتظار می رفت برنامه های بسیار خوبی دارد درست عکس کانال های دیگر کردی که بیشتر سیاسی هستند . کرد ۱ همانگونه که خودش می گوید وابسته به هیچ گروه و حزبی نیست و زیر نظر انستیتوی پاریس و با مدیریت نزان  کندال و اشخاص نامداری چون شوان پرور ، فرهاد بروسک ، احمد زیرک و .... اداره می شود . به هر حال جای امید است که با گذر سالهای دراز و تعدد این همه کانالهای تلوزیونی و رادیویی اکنون نوبت کانالی شده که فقط برای زبان و فرهنگ کردی کار می کند .

ما هم آرزوی توفیق برای این کانال داریم و امیدواریم کانال های دیگری هم با همین مضامین بوجود بیایند و فقط برای زبان و فرهنگ مظلوم کرد تلاش کنند .

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:10 |

جو انتخابات در ارومیه باز دارد داغ می شود و به نظر می رسد اصلاح طلبها میدان را در دست دارند چون ۳۱ فروردین آنقدر آدم در دفتر مردمی موسوی جمع شده بودند تا بچه ها اصلاح طلب را حسابی خوشحال کنند البته بچه های ستاد کروبی هم با گل و شیرینی به ستاد موسوی آمدند تا نشان دهند بسیار با میر حسین دوست هستند و هدف اصلاح طلبی است نه اشخاص . البته نباید اصول گرا ها رو دست کم بگیرند چون یکهو دیدی مثل هوای اون روز ارومیه آسمون اصلاحات رو تاریک کردند .

اما کردها ارومیه چه خواهند کرد چون اگر اراده کنند نتیجه انتخابات را به نفع کاندیدای مورد نظر خود عوض خواهند کرد . گویا کردها ، اصلاحات را بیشتر می پسندند به هر حال سهمی که در ایران ندارند حداقل با اصلاحات خواهند توانست کمی با امنیت زندگی کنند در واقع اصلاح طلبها هم روی خوشی به کردها نشان داده اند و فقط در دوره ی اصلاحات بود که کردهای ارومیه نماینده برای مجلس داشتن و چند پست نیمه مهم استانی مثل ریاست آموزش و پرورش صومای و برادوست ( آقای نقشین ) و منطقه سیلوانا ( آقای آرمند ) داشتند و + آزادی های اجتماعی و ........... در شعارهایشان هم ردپایی از احترام به اقلیت ها می بینیم  ولی برعکس در دولت اصولگرا نه نماینده ایی در مجلس داشتیم و نه رئیسی و نه ........ و هر روز هم جوانهای ما به خاطره چند لقمه نان به رگبار بسته می شوند . " ما نمی دانیم جوان مملکت سرمایه ی ملی ست یا دو بشکه گازوئیل ...؟!" 

 

بنابراین به نظر می رسد کردهای ارومیه از اصلاحات و موسوی حمایت کنند و زمزمه هایی هم به گوش می رسد که روشنفکران کرد ( زن و مرد ) به این نظر اتفاق دارند که از اصلاحات با تمام تلاش حمایت خواهند کرد حتی اخبار بر دایر شدن یک ستاد کردی به نفع موسوی در ارومیه است حال می توان نتیجه گرفت کردها می خواهند بسیار جدی تر از گذشته در انتخابات شرکت کنند و نتیجه انتخابات را عوض کنند به هر حال منتظر زمان خواهیم بود تا ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد ....! منتظر اخبار انتخاباتی باشید . 

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:1 |

خانم ها برای سیزده بدر تا ساعت 12 شب داشتن آرایش می کردن که فرداش برن میرآباد ( کمی آن ور طرزیلو ) ...! و یکی پس از دیگری از آرایشگاها بیرون می آمدند . آقایان هم که یک هفته است چند ساعتی اضافه کارگری کرده اند تا خرج سیزده در آد ...! اما خب روز بعد روی لایه های ضخیم آرایش دختر خانم ها و ... البته بعضی از پسران چند کیلویی خاک افتاد بود آن هم از نوع قشلاقی ...! بعضی ازصاحب سایپا ها با سرعت زیاد از جاده خاکی باهم دوئل گذاشته بودند تا همه بداند گرد و خاک درست کردن کار هر ژیان نیست سایپا می خواهد و دوتا آدم گاو ...! بعضی از جوانان با اندکی مشروبات جات آمده بودند و نیست که جد و آبادشان مشروب خوار بودن ...! اندکی نوشیده بودند و کف از سر و صورتشان می بارید و چند راسی هم راهی بیمارستان شدند ...! قریب 100 % به کار شریف چشم چرانی مشغول بودند و البته از ناحیه غرب تا شرق قدم زنی می کردند و برعکس برای یافتن چیز....! چندین راس دعوا هم به همین مناسبت اتفاق افتاد که همین که کسی کشته نشد باید خدا را شکر کرد . اکثریت بانوان و دختران هم با مراجعه به قبرستان همان محل در حال چسپاندن سنگ به مزار شیخ بودند حال اینکه چقدر موفق بودند شیخ داند ...! در کل 13 بدر بسیار باشکوهی بود حیف که اینجا جشن هالوین نداریم که خدا می داند چه ها می شد .!

حال قاسملو و مارمیشو و جاهای دیگه چه خبر بود بماند برای سری بعد چون با این وضعیت میرآباد بهتر است دست به آنجا ها نزنیم ...! خب آقای شهرداری و استانداری و مسئولین در همچین روزهایی شما باید به مردم خدمات بدین و هر جایی که قرار است مردم جمع شن برایشان برنامه بزارین حالا از موسیقی گرفته تا هزار برنامه شاد دیگه .... ! من نمی دونم مردم کی باید شاد و خوشحال باشن ؟! آقا برید ممالک دیگه ببینید چطور دارن برای شادی ملتشون خودشون رو می کشن ...!  

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در جمعه چهاردهم فروردین 1388 و ساعت 20:9 |

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت 20:43 |

البته بعد از حرام و ممنوع کردن روز جمعه برای برگذاری مراسم عروسی و تاکید بر اینکه " جرگه بز " نیز ممنوع و حرام است گویا ملت همچنان به این کار ( جرگه بز )ادامه می دهد .
حدود دو ماه پیش تعدادي از امام جمعه های اهل سنت اروميه به همراه راسای محترم تالار ها این لایحه  را به تصویب رساندند . زیرا روز جمعه روز عبادت است نه روز شادی و عروسی ، مراسم عروسی در جمعه ها باعث می شود که مردم به نماز جمعه نیایند و ..... بنابراين طوماري امضا شد و آگهي آن بين مردم پخش شد . ( حال آنكه روز تعطيل مناسب اين كار است يا نه و اينكه اگر جمعه ها مراسمي نباشد مردم بيشتر مومن مي شوند كنار... )
اينا كه چيزي نيست آن روز تالار ...... جرگه بز بود آن هم چه ........ ! آنقدر جماعت دعوت شده بود كه صندلي هم كم آمد . جالبتر شمار آدم هاي بزرگ و صاحب منسب هم آنجا كم نبود كه اندر در اندر شد و به خاطر " سرچوپي " دعوا شد ...! جوانكي در عين ناداني سرچوپي را از صاحب منسبي والا مقام گرفت كه نوچگان ايشان هم بلافاصله به شخص مذبور حمله ور شدند و بزن بکش ها .... خلاصه مردم اصلا يادشان رفت جرگه بز كيلو چند ...! حالا چند نفر زخمي شدند يا قهر كردند مهم نيست ...! بايد روز هاي ديگر را هم ممنوع مي كردند يا اينكه سرچوپي را هم ممنوع و حرام اعلام مي كردند تا از اين اتفاقا نمي افتاد. شما که می دونید هم دیگه رو کشتن گناهش بیشتره حالا چه این دنیا باشه چه اوون دنیا ....!
اشكالي نداره آقا اين حركت نشانه گذر از يك دوره به دوره ي ديگر ست آره به شيخ قلندر قسم ...! ملت همين جور ادامه بدهد ايشالا يه ۴۰ سال ديگر جرگه بز رو ترك خواستندي كرد.

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در جمعه هفتم فروردین 1388 و ساعت 22:10 |

 کیوان هرکی کاراته کار بنام کرد در یک سانحه دلخراش رانندگی در اتریش جانش را از دست داد . کیوان هرکی متولد ارومیه و قهرمان و مدال آور شهیر ایران و کردستان بود که ناباورانه در سال جدید جامعه ورزش را تنها گذاشت . بدیوسیله درگذشت این قهرمان بزرگ را به جامعه ورزش ایران و کردستان و خانواده گرامی ایشان تسلیت می گوییم . روحش شاد

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 19:27 |

به برکت 20 دقیقه برنامه کردی شبکه 5 ارومیه که هفته ای یک بار است و 20 راس کانال تلوزیونی کردی آن ور آبی که برنامه پخش می کنند غم و خیالی نداریم ...! حال اینکه برنامه هایشان چطور است باید از بینده هایش پرسید ...!

مظلوم برنامه شبکه 5 ارومیه که هفته ایی یک بار است تا سلام و علیک می کند خداحافظی اش فرا می رسد .....! و اما 20 راس تلوزیون دیگر که باز هم به این گله افزوده خواهد شد همگی به اتفاق هم 50 % برنامه هایشان سیاسی است و به سر این و آن می زنند ....! بقیه برنامه ها هم شامل برنامه های نیمه سیاسی ، یه کم سیاسی و مایل به سیاسی می باشند. آن مقدار کم دیگر هم شامل اخبار سیاسی می شود ....؟! و جالبتر هر یک از آن ها نه برای زبان کردی و ملت کرد بلکه برای احزاب و تفکراتشان برنامه پخش می کنند تا از هم دیگر در تعریف خودشان عقب نمانند .!بعضی به چشم هوو به هم نگاه می کنند و بعضی نمایشگاه هنرهای آمریکایی شده اند و بعدش هم می آیند و می گویند که به کانال trt6   نگاه نکنید همه اش نقشه است  می خواهند مخ شما را بزنند ....! این کانال شده دانشگاه زبان کردی انوقت می گید نگاه نکنید ...؟!

ایها التیوی ها شما تا به حال برای ملت و زبان کردی چه کرده اید ...؟!

منظور اینکه آقا شما زحمت نکشید این همه پول حروم نکنید چون همه ی بچه های ده مون ترکی استامبولی حرف می زنند ....!  البته تاخ پایین بیشتر هندی حرف می زنند به هر حال چیکار می شه کرد جلوی تکنولوژی رو نمی شه گرفت . شرف سیز عجب چیزیه ...!؟

آقا برید مطالعه کنید جنین 2 ماهه توی شکم مادرش آواز می خونه ...! جمعییت ماشاا... از دم همه خواننده اند ...! به قول یکی از دوستان در تمامی ادوار تاریخ ملت به جز شاعر و خواننده چیز دیگری نداشته ...! ( البته خدای ناکرده توهین به این قشر نیست منظور اینکه چرا دو تا جامعه شناس و فیلسوف نداشتیم ..) . خب علتش همینه دیگه بچه ها از بس موسیقی گوش کرده اند که فردا همه دکتر – مهندس میشن ...! برای همین حکومت حریم کردستان عراق از همین الان باید به فکر ذخیره سازی میکروفن و ابزارآلات مطربی باشد ( هنرمندا به خودشون مشکوک نشن با شما نیستم ) ...! که خدای نکرده مردم به فکر شورش نیوفتن ...! البته می گویند یک فلوت زنی که به نواختن خیلی علاقه داشت پدرش می میره و مجبور میشه یکی دو روزی فلوت نزنه تا اینکه مریض میشه و ملت مجبور می شن فلوت رو بهش می دن تا نمیره ...! خلاصه 12 ساعتی سرش رو می کنه توی تنور و یک جیهال روی سرش می اندازن تا صدای فلوت نیاد ....!

البته تازگی ها می گن توی اونجا زندانی سیاسی هم دارند ...! بیچاره کردها از زمان انقراض آخرین ماموت تا به حال به دنبال چنین چیزی بودن و مدام زندانی سیاسی می شدند ولی حالا خودشون هم خودشون رو زندانی سیاسی می کنند تا یادشون نره ماموت شکار کردن کار هر بز نیست ...! گاو نر می خواهد و یک دیش ...!

+ نوشته شده توسط آیهان حسینی در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 12:5 |